تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢

در درك اين قدرت مطلقه خون گشته است . پس اكنون يقين داشته باش و از روى يقين اين آيه را در لوح دلت ثبت كن « قُلِ اَللَّهُمَّ مالِكَ اَلْمُلْكِ تُؤْتِي اَلْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَتَنْزِعُ اَلْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ اَلْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ . » 3 : 26 ( 1 ) يقين داشته باش ، اين خدايى است كه بيك مشت خاك فرمان پرواز داد تا پيشگاه ملكوتش او را به پرواز در آورد . به شيطان گفت : برو ، ابليس شود و در قعر خاك سياه مشغول مكر پردازيت باش ، اى آدم خاكى به آسمان ملكوتى صعود كن ، اى ابليس آتشين به خاك سياه سقوط كن . من آن خدا نيستم كه از عناصر چهارگانه يا چهار مزاج آدميان تركيب يافته باشم . با بازيگرىهاى ذهنىات كلمهء « علت اولى » به من اطلاق مكن ، من علت اولى نيستم [ كه مانند ساعتساز ساعتى را بسازم و بروم كنار و چنان كه ساعت از وجود ساعتساز بىنياز است ، جهان هستى هم از وجود من بىنياز باشد . ] من در تصرف در جهان هستى دايمى هستم [ هر لحظه جهان فيض وجود خود را از من مىگيرد ] . كارى كه من مىكنم نه احتياج به واسطه دارم و نه انگيزه اى براى من مورد نياز است . آن انگيزه كه موجب صدور كار از انسانها مىباشد ، هندسهء تقدير من با عللى كه تصوير مىكنيد قابل تفسير نيست . من مطابق خواستهء خودم تغييرات ايجاد مىكنم ، غبار هستى يا شئون آن را كه براى شما ذات و ذاتى جلوه مىكند دگرگون مىسازم . من درياى آب را پر از آتش مىكنم ، به آتش دستور مىدهم كه گلزار سر سبز و خرم شود ، به كوه سر بفلك افراشته خطاب مىكنم كه مانند پشم سبك باش ، به همان آسمان با عظمت خطاب كرده دستور مىدهم كه در مقابل چشم

هامش
( 1 ) سوره آل عمران ، آيهء 27 . .