تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
پديدهء حس آن چنان جالب جلوه كرده است كه ( غريزهء جنسى ) براى فرويد ، ( عدد ) براى فيثاغورس ، ( شدن ) براى هراكليد ، مجهول بىنهايت براى بعضى ديگر از فلاسفه ى يونان باستان ، ( هيدروژن ) براى بعضى از فيزيك دانان قرن معاصر ، ( حركت ) براى بعضى ديگر از فيزيك دانان قرن اخير ، ( اراده ) براى شوپن هاور . . . انتقاداتى كه براى هر ايده آلى است منكر واقعيت وارد است ، به روش فلسفى استوارت ميل نيز وارد مىباشد و چون در مباحث آينده به طور مشروح در بارهء ايده آليسم و رئاليسم بحث خواهيم كرد ، لذا تفصيل اين انتقادات را به موقع خود موكول مىكنيم . اين جمله را به عنوان نظريهء نهايى در روش مكتبى استوارت ميل مىگوييم : او با يك بيان مربوط به ( علم المعرفه ) كه بايستى تنها منشا علم انسانى را بيان كند به جهان بينى وارد شده و بخطا رفته است .

مكتب عقلى چه مىگويد ؟

هوا خواهان اين مكتب نيز يك مطلب را تعقيب نمىكنند ، بلكه مىتوان مطالب ذيل را در مكتبهاى عقليون مشاهده كرد : 1 - منشا علم و دانش همانا عقل است و محسوسات جز انگيزه هايى براى تهييج و تحريك عقل براى نمودار ساختن دانش كه در نهاد عقل نهفته است چيز ديگرى نيست . 2 - نه تنها منشا علم و معرفت عقل است ، بلكه حقيقت و هدف و راز جهان هستى عقل است و بس . 3 - محسوسات خارجى كه به وسيلهء حواس به درون ما منتقل مىشوند ، جز يك عده انعكاسات گسيخته چيزى نيستند و ذهن ما ( حس مشترك ) كارى كه مىكند آنها را مانند آيينه منعكس مىسازد ، اين انعكاس را موقعى مىتوان علم و معرفت ناميد كه عكس و صورتهاى منعكس در آيينه و ساير اجسام صيقلى را علم و معرفت بناميم و مسئله از اين قرار نيست ، بلكه اين عقل است كه مىتواند آن دريافت شده هاى گسيخته را به صورت قضايا و كليات در آورده و موجب علم به آنها بوده باشد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 195 | محمد تقي جعفري