تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
نظارت و سلطهء شخصيت صادر مىشود و هر اندازه كه اندوخته هاى شخصيت بوسيلهء علم و تعقل و وجدان عالىتر بوده باشد ، كار اختيارى انسان هم زيادتر و هم عالىتر خواهد بود و اندوخته هاى شخصيت كه وسيلهء فعليت و كمال آن است ، هر اندازه كه در متن شخصيت حالت صيقلى و تجرد پيدا مىكند به همان قدر از زنجير گرانبار علت و معلولى در مقابل انگيزه هاى خارجى فراتر مىباشد . به اضافهء اين كه اگر ( شخصيت ) انسانى همان محسوسات جمع و تركيب يافته در ذهن بوده باشد ، بايستى در پديدهء ( خود هشيارى ) ما بيش از يك نوع خود آگاهى نداشته باشيم ، در صورتى كه ما انواع گوناگونى از خود آگاهى داريم : 1 - ( خود ) : به معناى اجزاى مادى . 2 - ( خود ) : مجموع اجزاى درونى محسوس و قابل دريافت . 3 - ( خود ) همان رويهء مجاور با طبيعت و قواى درونى . 4 - ( خود ) به معناى ( من اجتماعى ) به اصطلاح فرويد . 5 - ( خود ) به معناى ( من ) برتر به اصطلاح فرويد . 6 - ( خود ) به معناى آن حقيقت واحد كه مىتواند همهء قوا و اجزاى درونى را براى بررسى و قضاوت بر نهد .

5 - « ادراك اشياء خارجى هم نتيجهء تداعى معانى يعنى جمع و تركيب احساسات است . »

اين مطلب روى بنياد مكتبى استوارت ميل يك مسئلهء منطقى است و اگر كسى مكتب حسيون را بپذيرد بايستى پديدهء ادراك اشياء خارجى را به همين نحو مطرح بسازد ، ولى استوارت ميل به همين مسئله كفايت نمىكند ، بلكه عبارت ذيل را هم اضافه مىكند : « چون ذهن آن چه را بر او محسوس شده ضبط و تركيب مىكند و از آنها وجود اشياء و اجسام را توهم مىنمايد » . اين جا است كه ليلى پرستى يك انديشمند شكوفان مىگردد ، براى استوارت ميل
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 194 | محمد تقي جعفري