تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
كونسيانس ( علم حضورى ) آنها را چنان فريفته است كه توانايى نجات يافتن از آن را از دست داده‌اند ؟ آيا اين همه روان پزشكان كه گروه زيادى از بيماريهاى روانى را نتيجهء متلاشى شدن ( شخصيت ) يا چند شخصيتى بودن معرفى مىكنند و تمام دانشكده ها و كتابها و بيمارستانهاى مربوطه براى اشتباه بيماران در بارهء يك خيال و خود فريفتن به راه انداخته‌اند ؟ بلكه مىتوانيم بگوييم : از آن جهت كه محسوسات خود بطور گسيخته در ذهن وارد مىشوند و حافظه و ذهن كه عمل جمع و تركيب را انجام مىدهند ، هرگز ميليونها بلكه ميلياردها حقايق و نمودها را بيك موضوع واحد مبدل نمىسازند بنا بر اين همان تعدد و تكثر و كيفيتهاى گوناگون محسوسات وارد شده در ذهن در يك حالت تركيبى بوجود خود ادامه مىدهند ، در نتيجه تلاشى ( من ) يا تعدد ( من ) نه تنها بيمارى روانى نيست ، بلكه داراى عالىترين وضع روانى است كه مطابق دريافتهاى متفرقه ، شخصيتهاى متعدد و متنوع دارند و اين مردم كه داراى شخصيت واحد و هماهنگ هستند بيمار مىباشند وانگهى ، آيا چنين نيست كه گاهى افراد متفكر مىخواهند بدانند آيا قواى درونى آنان معتدل و منظم كار مىكند يا نه ؟ در اين مسئله روشن كه بخودشان مطرح كرده‌اند چه مىكنند ؟ اينان بدرون خود مىنگرند ، مىبينند داراى قوا و فعاليتهاى ذيل هستند : تعقل ، هوش ، حافظه ، استحضار ، انتقال ، وجدان ، تجسيم ، اراده ، عواطف و احساسات گوناگون و غرايز ديگر . . . مىخواهند بفهمند كه آيا اين قوا و فعاليتها بطور تعديل يافته و هماهنگ در درون آنها وجود دارد يا بعضى از آنها ناقص و بعضى ديگر زيادتر از حد است ؟ از آقاى استوارت ميل و هم مكتبانشان مىتوانيم بپرسيم : بررسى كننده و قاضى كيست ؟ اگر ايشان بگويند : مثلًا تعقل است . كه اين بررسى و قضاوت را انجام مىدهد ، اين اعتراض بايشان وارد است كه مگر خود تعقل تحت بررسى قرار