تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
كلى خالص بدون كوچكترين تشخيص در ذهن وجود ندارد . اين نظريه كاملًا مورد قبول است ، ولى اين مطلب نظريهء حسيون را تأمين نمىكند ، زيرا - نهايت نتيجه اى كه از گفتار باركلى حاصل مىشود اين است كه تجريد به طور كلى كه هيچ گونه خصوصيتى در مفهوم كلى باقى نماند امكان پذير نيست ، اما در اين كه در نمودار شدن كلى در ذهن بايستى تجريدى صورت بگيرد جاى ترديد نيست . ما در بارهء اين مسئله در مباحث گذشته مطالبى را توضيح داده‌ايم و حاصل نظريهء ما در بارهء كلى اين است كه بوجود آمدن كلى در ذهن انسانى دو مرحله دارد : اول - تجريد ، كه عبارت است فعاليت ذهن است براى حذف خصوصيات افراد و مصاديق ، اين فعاليت مانند شمارش اعداد است كه خود به خود نمود ذهنى ندارد . دوم - مرحله نمود ذهنى است ، در اين مرحله كلى مانند ساير نمودها در ذهن ايجاد مىشود ، ولى با تشخيص متغير يا قابل تغيير ، مثلًا هنگامى كه خط مستقيم كلى در ذهن نمودار گشت ، بدون ترديد با خصوصيات معينى نمودار شده است . فرض كنيم : اين خصوصيات طولانى بودن و حركت است ، اما مىدانيم كه خط مستقيم منحصر به طولانىها و متحركها نيست ، اين دانستن موجب مىشود كه آن دو تشخيص طولانى بودن و متحرك بودن قابل تغيير و تبديل به كوتاهى و سكون بوده باشد . ممكن است بگوييم : پا در هوا گرفتن ، طولانى بودن و متحرك بودن دامنهء همان مرحلهء اولى است كه ما آن را فعاليت ذهن ناميديم ، نه انعكاس در ذهن . به هر حال چنان كه ملاحظه مىشود تحقق كلى در ذهن مسئلهء جمع و تركيب افراد و مصاديق نيست

3 - « پس در واقع تعقل جز جمع معانى چيزى نيست . »

با ملاحظهء مطالب گذشته ، اين جمله نمىتواند داراى مفهوم صحيحى بوده باشد . به اضافهء اين كه فعاليت عقل مگر منحصر در كلى سازى است كه ما با تفسير شخصى