گمان و ترديد در مكتب حسى چگونه تفسير مىشود ؟
اين مسئله يا نظر دقيق در موضوع آن كه گمان و ترديد است ، در مكتب حسى تقريباً بىجواب مىماند .
به توضيح اين كه ، همهء اوقات به وسيلهء حواس علم به اشياء نداريم ، گاهى در بارهء موضوعات و روابط گمان مىكنيم و گاه ديگر ترديد داريم . مثلًا افراد زيادى از ( حق ) را ديدهايم كه موقعيت خود را باز كرده دير يا زود ( حق ) بودن خود را اثبات كرده است ، ولى گاهى هم ديدهايم كه با اين كه ( حق ) بوده است پاى مال گشته و از هيچ گونه دفاع برخوردار نگشته است :
اين دو گونه ملاحظه باعث شده است كه ما يقين نداشته باشيم كه هر ( حق ) در هر حال موقعيت خود را اثبات مىكند و اجرا مىگردد ، لذا ممكن است ما در اين باره گمان كنيم كه ( حق ) همواره اجرا مىشود . يا شك كنيم در اين كه حق اجرا مىگردد . با نظر به واقعيت اشياء از هر مقوله و پديده كه بوده باشد هيچ چيزى در جهان هستى بدون تعين و قطعيت وجودى در صحنهء هستى نمودار نمىگردد پس گمان و ترديد دو پديدهء ذهنى خالص مىباشند كه منشا آن عدم تعيين و عدم قطعيت ( اين ) يا ( آن ) براى ذهن است . درست است كه واحدهاى اوليه اى كه در بارهء ( اين ) و ( آن ) در ذهن من نمودار شده است به وسيلهء حواس به ذهن منتقل شده است ، اما تطبيق مورد گمان و ترديد با ( اين ) يا ( آن ) كار ذهن خالص است .
اكتشافات در مكتب حسى چگونه تفسير مىشود ؟
اگر از همهء مسايل فوق قطع نظر كنيم و بگوييم : مكتب حسى مىتواند همهء آنها را تفسير كند . موضوع ديگرى وجود دارد كه فوق العاده با اهميت است و بايستى مكتب حسى تكليف خود را با آن روشن بسازد . اين همان موضوع اكتشافات است . هيچ جاى ترديد نيست كه اكتشافات بشرى از همه جهات تابع حس و منطق نيست ، اگر اكتشاف مجهولات مربوط به حس و منطق مأخوذ از حس بود مىبايست