كتابخانه پرتاب شود آيا ممكن است كه اين كتاب خود به خود و بدون بهم خوردن شماره هاى خصوصى و عمومى برود و در قفسهء مربوطه جاى خود را با شمارهء عمومى و خصوصى اشغال نمايد ؟ يا اگر فرض كنيم همهء اين شماره ها را يك بيك با ثبت موضوع معين در يك كارت بنويسم و اين كارتها را با ترتيب موضوع و شماره هاى خصوصى و عمومى در يك صندوق قرار بدهم ، سپس اين صندوق را به هوا بيندازم و تمام كارتها در هوا متفرق شوند ، آيا ممكن است كه همهء آنها دوباره به زمين بر گشته در ميان صندوق مزبور با شماره هاى خصوصى و عمومى و موضوعات معين جاى خود را بگيرند ؟ ادعاى حسيون تقريباً شبيه به دو مثال فوق است كارى كه از حواس ما ساخته مىشود ، اين است كه با مواد خام متفرق مشخص تماس مىگيرد و آنها را تحويل مغز مىدهد ، اگر ما در ذهن خود يك سازندگى قبول نكنيم اين مواد خام و متفرقه و مشخص چگونه مىتوانند در آن صندوق ( مغز ) خود به خود تنظيم يافته و به شكل مسايل علمى در آيند ؟ وانگهى اگر مقصود از علم آگاهى به جزييات با اشراف و توجه ( من ) بوده باشد محال است كه اين علم تنها از دريافتهاى حسى توليد شود ، چنان كه در حيوانات چنين علمى وجود ندارد ، با اين كه حواس آنها هم مانند حواس انسانى مواد خام را تحويل مىگيرد .
بلى ممكن است حسيون بگويند : ما علمى بجز انعكاس و ورود مواد خام را از راه حس به درون و فعاليتهاى ذهنى نمىشناسيم .
ما در اين باره بحث خواهيم كرد و نيز اگر در حصول ماهيت علم در ذهن به وجود آمدن قضيه را شرط بدانيم ، يعنى بگوييم كه علم در آن مورد صحيح است كه قضيه اى داشته باشد ، مسلماً اين قضيه از ساخته هاى خالص ذهن است . زيرا - حواس فقط موضوعات خود را در مىيابد مانند آينه كه صورتها را منعكس مىكند و قضيه نمىسازد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 184
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٨٤