( ( 1549 ) ) عقل كاو مغلوب نفس او نفس شد
مشترى مات زحل شد نحس شد
آيا ممكن است عقل تبديل به نفس شود ؟
در نظر ابتدايى و در مراحل اول دانش انسان چنين خيال مىكند كه قواى درونى ما هر يك موجود مستقل و راكد و در يك حال پايدار است . مثلًا عقل انسانى از آن موقع كه رشد يافت تا دم مرگ با همان هويت عقل بودن پايدار مىماند . تخيل و انديشه و وجدان . . . و ساير نيروهاى درونى همگى موجودات مستقل و راكد و داراى هويت پايدار مىباشند ، اما وقتى كه در اين باره بيشتر به انديشه فرو مىرويم و حالات گوناگون انسانها را مورد مطالعه قرار مىدهيم مىبينيم كه قواى درونى ما داراى دو سطح متفاوت مىباشد :
1 - سطح مجاور طبيعت 2 - سطح رو به ( من عالى ) .
قواى درونى ما در سطح مجاور طبيعت غالبا جنبهء ثبوت و پايدارى نسبى نشان مىدهند ، زيرا - اين سطح قواى طبيعى مربوط به ارگانيسم فيزيولوژى بدن ما است و اين ارگانيسم طورى تعبيه شده است كه بتواند با عوامل و نمودهاى طبيعى در داد و ستد و فعاليت بسر ببرد ، لذا تا حدودى ثابت خواهد ماند . مثلًا نيروى انديشه و ربط دادن قضايا به يكديگر و نتيجه گيرى از وسايل ، همواره با ما وجود دارد ، خواه اين نيرو را در قضايا و نتيجه گيرىهاى زشت و نابجا به كار بريم و خواه در امور مفيد .
همچنين در سطح مجاور طبيعت ، تخيلات ما به تصور جزئيات و حذف و انتخابهاى مخصوص به خود را انجام خواهد داد ، خواه مواد اين جزئيات و حذف و انتخابها مواد مضره بوده باشد و خواه مفيد .