تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
تا كه از عسرى نبينى خوفها كى ز يسرى باز يا بى لطفها

تضادهاى درونى دو بال براى پرواز در فضاى حيات

چه ساده لوحند كسانى كه مىگويند : زندگى يعنى لذت . زندگى يعنى درد و الم . زندگى يعنى انديشه . زندگى يعنى سكوت و بىفكرى . زندگى يعنى جبر . زندگى يعنى اختيار . زندگى يعنى آرامش . زندگى يعنى اضطراب و تقلا . . . آرى همين ساده لوحانند كه به ما دستور مىدهند كه با يك بال به پرواز در آمده فضاى حيات را در هم نورديم . اينان هستند كه به ما توصيه مىكنند كه با يك سيم مثبت يا با يك سيم منفى الكتريسيته لامپ روح را روشن كنيم اينان هستند كه مىگويند : مىتوان با عنصر هيدروژن آبى براى حيات ساخت آيا مىتوان بدون چشيدن طعم نقطهء منفى حيات ( درد و الم ) طعم نقطهء مثبت ( لذت ) آن را چشيد آيا احتمال مىدهيد كه بدون به دست آوردن يا توجه به حالت سكوت يا جريان نامنظم ( من ) انديشه را كه جريان منظم آن است به دست آورد