روايت
« الناقص ملعون . » ( 1 ) ( ناقص ملعون است ) . با نظر به مجموع آيات و روايات اين جمله متوجه كسانى است كه مىتوانند عقل و قلب خود را تكميل كنند ، ولى هوى و هوسهاى حيوانى آنها را از تكاپو در اين راه متوقف مىسازد ، زيرا - ادله فراوان از نقل و عقل در دست داريم كه آنان كه از نظر خلقت تكوينى ناقص به دنيا مىآيند يا بدون اختيار براى آنها نقصى در اين زندگانى خواه از نظر عضلانى و خواه از نظر قواى درونى ايجاد مىشود ، مورد رحمت و لطف الهى قرار خواهند گرفت ، ( اين بحث به طور مشروح در مبحث عدل مطرح خواهد گشت ) و نمونهء اين ادله روايتى است كه سيوطى در جامع صغير ج 2 ص 19 نقل كرده است به اين مضمون كه : « از دست دادن چشم و يا گوش موجب بخشوده شدن گناهان است و هر چيزى كه از بدن ناقص شود به همين منوال موجب لطف و عنايت خداوندى خواهد بود . به همين جهت است كه جلال الدين مىگويد : ز انكه تكميل خردها دور نيست ليك تكميل بدن مقدور نيست روشن است كه ملاك دورى و نزديكى به خداوند از نظر نقص و كمال مربوط به توانايى و اختيار است ، خواه آن نقص و كمال مربوط به خرد بوده باشد و خواه به اجزاء عضوى بدن . به طور كلى هر كس كه بتواند در تكميل خود بكوشد و خود را از نقص رهايى دهد ، اين شخص در زندگانى موفق شده است كه خود را از نقص دور كند ، ولى به جهت هوى و هوس يا تنبلى و مسامحه اقدام برفع يا دفع نقص ننمايد او ملعون است ، خواه نقص مربوط به عقل و خرد باشد و خواه مربوط به مركب مادى .