خوش آيند او نيست . در حال تبسم و تكرار كلمهء ( آشپز ) گفت : من حتى نان پختن را هم بلد نيستم ، اما از قيافه اش معلوم بود كه اين شغل را پست و ناچيز مىشمارد . اين زن در حالى كه هر چه در اختيار داشت براى زن بيمار فدا كرده بود ، كارگرى را پيشه اى پست و قابل تحقير مىدانست . او تا كنون بدون كار زيسته بود و اطرافيانش نيز اين حالت را طبيعى و عادى مىدانستند و همين موضوع ريشه و اساس بد بختى و درماندگى او بود . به همين جهت بود كه اين زن به چنين سر نوشتى دچار شده و در بند اين نوع زندگى مانده بود و به خاطر همان نيز ناچار بود در قهوه خانه امرار معاش كند . » ( 1 ) » در ده نيز با بىنوايان تماس داشتم و چون براى بيان كامل افكار و احساسات خود قبل از هر چيز بايد صريح و راستگو باشم ، بىپروا مىگويم : كه براى آنها هم كار مهمى انجام ندادم . گاهى حاجت آنان به قدرى ناچيز بود كه همان ( كار اندك ) نيز برايشان مفيد بود و در اطراف من محيطى آميخته با محبت و همبستگى ايجاد مىنمود و بدين ترتيب وجدان خود را كه دايماً عدم برابرى شرايط زندگى من و ديگران را به رخم مىكشيد و آزارم مىداد قانع و آرام مىساختم . » ( 2 ) » آن چه بيش از همه در من مؤثر شده بود تعداد زياد فقرا بود ، تأثير شديد و صميمانه اى كه در خانهء لياپين حس كردم زشتى و رسوايى شيوهء زندگيم را بر من آشكار ساخت . با وجود اين باز آن قدر ضعيف بودم كه از انقلابى كه اين تأثير در زندگى من مىبايست ايجاد كند هراس داشتم و كوشش مىكردم وجدان خود را راضى و خشنود سازم . از به دو خلقت تا كنون همواره تكرار شده كه ثروت و توانگرى پديدهء ناپسندى نيست ، ثروت را خداوند عطا كرده و كسانى كه در رفاه و آسايش زندگى مىكنند
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 133
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٣٣
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 120 تا 122 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 123 تا 124 . .