تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١

منتخباتى از كتاب ( چه بايد كرد ؟ ) تولستوى

عشق يا به گفتهء ديگر تمايل و كشش روح به سوى هم درى بشرى و مرافقت و پيوستگى مردم ، تنها قانون عالى زندگى است . . . اين را همه كس مىداند و در اعماق روحش حس مىكند و مخصوصاً در اطفال اين پديده آشكارتر است . طفل تا زمانى كه هنوز در ميان دندانه هاى چرخ فساد و رياكارى معنويات فاسد دنياى كنونى خرد نشده بر اين حقيقت واقف است . » ( 1 ) زندگى شهرى كه تا آن وقت در نظرم عجيب و بيگانه مىنمود ، سيمايى نفرت انگيز به خود گرفت ، لذات و تجملات شهر كه دست يا بى بر آنها را ايده آل مىدانستم به صورت شكنجهء تحمل ناپذيرى در آمد ، كوشش مىكردم در اعماق قلب خويش دليلى براى تبرئهء زندگى لوكس و مجلل خود و ديگران بيابم ، اما ممكن نبود بدون احساس خشم و تنفر سالن زيباى منزل خود و دوستانم ، ميز ناهار خورى پر از اغذيه لذيذ و يك كالسكهء زيبا ، مغازه ها ، تئاترها و كلوپها را ببينم . نمىتوانستم فراموش كنم كه در كنار اين شكوه و جلال ، ساكنان خانهء لياپين زندگى مىكنند و از گرسنگى ، سرما و حقارت شكنجه مىبينند . ممكن نبود اين فكر را از مغز بيرون كنم كه اين دو نوع زندگى با هم بستگى دارند و دومى نتيجه و زائيدهء بسيار طبيعى اولى است . اين استنتاج و طرز تفكر به همان صورت كه از ابتدا در من پديد آمده بود تا پايان بدون تغيير و تحول در اعماق و زواياى روحم باقيمانده ، تا آن كه با حوادث و رويدادهاى جديدى مواجه شدم و تأثراتى در من ايجاد شد كه احساسات پيشين را در درجهء دوم قرار داد . » ( 2 )

هامش
( 1 ) چه بايد كرد ؟ « تولستوى » ترجمهء آقاى دكتر مهدى سمسار ، ص 31 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 55 و 54 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 131 | محمد تقي جعفري