تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢

مىباشند كه هنگام تحليل مفصل و جدى تعاليم مذهبى و فلسفى و سياسى مختلف به عنوان علت حوادث ، هر بار كه ناگزير مىخواهند حادثهء تاريخى واقعى ، در مثل اردو كشى سال 1812 را تشريح نمايند ، بىاراده آن را محصول قدرت قلمداد مىكنند و با صراحت مىگويند كه : اين اردو كشى مولود ارادهء ناپلئون بوده است ، اما با اين بيان مورخين وقايع فرهنگى بىاراده گفته هاى خود را تكذيب مىنمايند ، زيرا - ثابت مىكنند كه آن نيروى جديدى كه اختراع كرده‌اند علت حوادث تاريخى را توضيح نمىدهد ، بلكه يگانه وسيلهء درك تاريخ همان قدرتى است كه گويا ايشان معترف به وجود آن نيستند . » ( 1 ) » يگانه دريافتى كه با كمك آن حركت ملتها را مىتوان روشن ساخت نيز عبارت است از استنباط آن قدرتى كه با مجموع حركت ملتها برابر باشد . ضمناً تاريخ نويسان مختلف تحت اين مفاهيم نيروهاى گوناگونى را كه به هيچ وجه با حركت ظاهرى معادل نيست استنباط مىكنند ، برخى در آن نيرويى كه مستقيماً وابسته به قهرمانان است مشاهده مىكنند ، همچنان كه موژيك شيطان را در ماشين بخار مىجويد . ديگران هم نيروى حاصل شده از نيروى ديگر ، مانند : گردش چرخ را در لوكوموتيو و دستهء سوم نفوذ فكرى ، مانند بخار خارج شده از لوكوموتيو را مشاهده مىنمايند . » ( 2 ) » مخصوصاً مورخين تاريخ جهانى و تواريخ فرهنگى كه ظاهرا مفهوم قدرت را رد مىكنند و در هر قدم اجباراً آن را به كار مىبرند ، لزوم مفهوم قدرت را براى توضيح و تعيين علل مظاهر تاريخى بهتر از همه ثابت مىكنند . » ( 3 ) » علم تاريخ تا كنون نسبت به مسائل بشريت به پول رايج - اسكناس و سكه هاى

هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ج 4 ، ص 344 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ج 4 ، ص 345 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ج 4 ، ص 346 . .