پذير باشد . » ( 1 ) » ولى حاصل جمع اين اجزاء تركيبى يعنى فعاليت شاتو بريان و تاليران و مادام اشتال و ديگران ظاهرا معادل تمام منتجه يعنى آن پديده اى كه سبب شد ميليونها فرانسوى مطيع و منقاد بوربونها شوند نيست . به اين جهت براى توضيح مسئله كه به چه ترتيب از اين اجزاء تركيبى انقياد و اطاعت ميليونها نفر نتيجه شده است يعنى از اجزاء تركيبى معادل مقدار معلوم منتجه اى برابر با هزار حاصل شده است ، مورخ ناگزير دوباره همان مفهوم قدرت را كه رد كرده بود قبول مىكند و آن را منتجهء اين قوا قلمداد مىنمايد ، يعنى باز ناگزير نيروى مجهولى را كه در حاصل جمع اين قوا مؤثر است قبول مىكند . مورخين جهانى نيز همين عمل را انجام مىدهند و در نتيجه نه تنها اظهارات مورخين ملى را نقض مىكنند ، بلكه آن چه را هم كه خود گفتهاند تكذيب مىنمايند » . « روستاييان كه از علل باران بىخبر بر حسب آرزوى خود به داشتن هواى خوب يا بارانى مىگويند : باد ابرها را پراكنده ساخت يا باد ابرها را درهم آميخت به همين نحو مورخين جهانى گاهى به پيروى از تمايل يا نظريهء خويش مىگويند : كه قدرت نتيجهء حوادث است و گاهى كه ضرورت دارد عكس اين موضوع ثابت شود مىگويند : كه قدرت حادثه را به وجود مىآورد . » ( 2 ) » بىشك ميان تمام كسانى كه در يك عصر زندگانى مىكنند ارتباطى وجود دارد و به اين جهت ممكن است ميان فعاليت فكرى مردم و حركت تاريخى ايشان نيز ارتباطى يافت . همچنان كه اين ارتباط را ميان حركت بشريت و بازرگانى و صنايع دستى و باغبانى و آن چه مايل باشيد مىتوانيد جست . اما فهم اين مسئله دشوار است كه چرا فعاليت فكرى مردم در نظر مورخين فرهنگ نگار علت يا بيان تمام حركت تاريخى
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 109
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٠٩
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ج 4 ، ص 342 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ج 4 ، ص 342 . .