( تو گمان مىكردى كه آنان بيداراند ؟ در صورتى كه در خواب بودند ، ما آنها را به طرف راست و چپ بر مىگردانديم ، سگ آنان بازوان خود را در آستانهء آن غار دراز كرده بود ، اگر موضع آنها اطلاع پيدا مىكردى رو به فرار مىگذاشتى و از وضع آنان رعبى سر تا پاى تو را فرا مىگرفت ) . « وَيَسْئَلُونَكَ عَنْ ذِي اَلْقَرْنَيْنِ قُلْ سَأَتْلُوا عَلَيْكُمْ مِنْه ذِكْراً . إِنَّا مَكَّنَّا لَه فِي اَلأَرْضِ وَآتَيْناه مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَباً فَأَتْبَعَ سَبَباً . حَتَّى إِذا بَلَغَ مَغْرِبَ اَلشَّمْسِ وَجَدَها تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِنْدَها قَوْماً . قُلْنا يا ذَا اَلْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْناً 18 : 83 - 86 - « ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً . حَتَّى إِذا بَلَغَ مَطْلِعَ اَلشَّمْسِ وَجَدَها تَطْلُعُ عَلى قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً . » 18 : 89 - 90 ( 1 ) ( از تو در بارهء ذى القرنين سؤال مىكنند ، بگو در بارهء ذى القرنين براى شما خاطرهاى خواهم گفت : ما او را در روى زمين متمكن ساختيم و از هر چيزى اسبابى براى او اعطا كرديم او با پيروى از آن اسباب حركت كرد هنگامى كه به غروبگاه خورشيد رسيد آفتاب را ديد كه در يك چشمهء گرمى غروب مىكند ، در همانجا گروهى را ديد ، ما به او گفتيم ذو القرنين تو مىتوانى آنها را عذاب دهى و مىتوانى با آنها رفتار نيكويى داشته باشى ، سپس به حركت خود ادامه داد و با پيروى از سببى كه به او داده بوديم به جايگاهى رسيد كه آفتاب از آن جا به گروهى طلوع مىكرد كه ميان آنها و آفتاب پردهاى قرار نداده بوديم ) .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 83
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٨٣
در بارهء آيات مربوط به ذى القرنين تفسير و نظريات گوناگونى اظهار شده است آن چه كه قابل اطمينان و با ملاحظهء مجموع دلايل عقلى و نقلى معتبر به دست مىآيد اين است كه :
1 - اين مرد يكى از بندگان شايستهء خداوندى بوده است .
2 - ذو القرنين براى اين شخص لقبى بوده كه در آن دورانها هم با همان لقب معروف بوده است .
هامش
( 1 ) سوره الكهف ، آيهء 83 تا 86 و 89 تا 90 . .