تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
3 - اين شخص مانند حضرت سليمان به دو مزيت دنيوى و اخروى نايل شده بود ، يعنى هم ملك دنيا را داشته و هم فيض اخروى را . 4 - در ملك دنيوى عواملى را خداوند به او عنايت فرموده بود كه مىتوانست با آن عوامل به موفقيتهايى برسد كه براى ديگران امكان پذير نبوده است ، مانند درك نطق پرندگان و به كار واداشتن اجنه و وسيلهء حركت بسيار سريع و . . . غير ذلك . اين مرد در حركت خود به سه نقطه رسيده است : 1 - پايان شهرهاى شرقى كه در قرآن با اين جمله ادا شده است : « حتى إذا بلغ مغرب الشمس » . 2 - آخرين نقاط شهرهاى شرقى كه در قرآن با اين جمله بيان شده است : « حتى إذا بلغ مطلع الشمس وجدها تطلع على قوم » . 3 - نقطه‌اى كه بين السدين ناميده شده و اين مطلب در قرآن مجيد چنين آمده است : « حتى إذا بلغ بين السدين وجد من دونهما قوما » . بعضى از بىخبران گمان كرده‌اند كه در آيات مربوط به طلوع آفتاب و غروب آن در قرآن اشتباهى وجود دارد ، زيرا - مىگويد به جايگاهى رسيد كه آفتاب در آن جا طلوع مىكرد يا به جايى رسيد كه آفتاب آن جا غروب مىكرد ، در صورتى كه بنا بكرويت زمين و اين كه طلوع و غروب آفتاب به حركت زمين مستند است طلوع و غروبى وجود ندارد . پاسخ اين سؤال چنان كه مفسرين اشاره كرده‌اند اين است كه قرآن نمىگويد ذو القرنين به جايگاه طلوع آفتاب رسيد ، بلكه مىگويد به نقطه‌اى از زمين رسيد كه طلوع آفتاب به آنها زودتر از ساير نقاط روى زمين نمايان مىشد و همچنين در بارهء آفتاب كه از افق نقاط ديگر زودتر غروب مىكرد . اين مسئله براى استدلال بكرويت زمين بهتر و روشنتر كمك مىكند تا بنفى كرويت و اما اين كه مىگويند خورشيد در چشمه يا گل سياه فرو نمىرود درست است ، ولى خداوند نمىفرمايد كه خورشيد در چشمه