از ( من ) به حياتها و ( من ) مختلفى مىتوان معتقد شد .
1 - حياتهاى متعدد عرضى بدان جهت كه در ميان حيوانات زندگىهاى گوناگونى مطرح است مثل زندگى در خشكى و زندگى در آب ، همچنين از نظر زندگى در هواهاى مختلف و تغذيه هاى متفاوت كه در احساس و حركت و مقاومت و طرز توالد و تناسل . . . و غير ذلك مؤثر مىباشند . مىتوانيم بگوييم : انواع حيات به حسب انواع حيوانات متفاوت است و به همين جهت است كه براى شناسايى ماهيت و خواص حياتى يك حيوان نمىتوان به آثار عمومى حيات قناعت ورزيده و آن نوع مخصوص از حيوان را شناخت . بعضى از حيوانات به جهت داشتن انعطاف بسيار عالى مىتوانند حياتهاى گوناگونى داشته باشند مانند كرمهايى كه تدريجاً به شكل پرنده در مىآيند يا حيوانات ذو حياتين و غير ذلك . آيا در موقع تبدل حيوان به حيات ديگر ميان حيات فعلى و پيشين مرزى وجود دارد ؟ 2 - حياتهاى متعدد طولى روشنترين مورد مشاهدهء حياتهاى طولى آن زنجير است كه از آغاز ابتدايىترين مراحل جنينى جانور تا رشد موجودى آن را شامل مىگردد . با نظر به آثار حلقه هاى اين زنجير متصل كه از كوچكترين مبادى سلولى گرفته تا حالت كاملًا رشد يافتهء جاندار را نشان مىدهد ، مىتوانيم به حياتهاى متعدد از نظر آثار و خواص معتقد شويم .
با نظر به گسترش من انسانى و پذيرش كمال مىتوانيم دو نوع من عرضى و من طولى براى او تصور كنيم :
3 - منهاى عرضى پس از آن كه انسان مراحل ابتدايى رشد را سپرى كرد داراى خود طبيعى مىشود . اين خود طبيعى كه جنبهء ناخود آگاهى من است و ما در اينجا به طور كلى من تعبير خواهيم كرد با پيش رفت زمان گسترده مىشود و آثار بسيار گوناگونى از خود نشان مىدهد . يك انسان در حقيقت من اخلاقى پيدا مىكند ، من علمى دارد ، من اجتماعى به دست مىآورد ، من الهى مخصوص دارد . اين منها در
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 686
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦٨٦