فرا ندهيد ، زيرا ، اگر عقل اصالت داشت اين همه اختلافات شگفت انگيز ايجاد نمىكرد « به خود اندرز نمىدهند ؟ مگر اين مكتب سازان نظريات خود را به وحى و الهام نسبت مىدهند ؟ نه ، البته نه ، همهء آنان در اين آراء متضاد به عقل استناد مىكنند .
اى وجدان اصيل مىدانى در مقابل نغمه هاى گوناگون تو كه همگى يك آهنگ را مىنوازند كيست كه پنبه در گوش مىكند ؟ آرى يقيناً مىدانى ، آنان كسانى هستند كه به نام عقل با پاى چوبين خود براى ما صدها مكتب مىسازند و فلسفه هاى پر از تضاد و تناقضهاى غير قابل تفسير بر ما تحويل مىدهند و هر يك از آنان به حكومت عقل تكيه مىكنند و مخصوصاً در بن بستهاى نهايى هنگامى كه از آنان دليل منطقى عقلى مطالبه مىكنيم كلمهء ( سليم ) را هم بر عقل اضافه نموده و مىگويند : « عقل سليم چنين اقتضا مىكند « و با اين جملهء خوش آيند به خيال خود انقلابى در فكر بشرى ايجاد مىكنند مگر عقل سليم عبارت ديگرى از مفهوم زيباى تو ، اى بزرگ كوچك نما باشد ؟ چه مىشد اگر اينان اول تير چوبى را از چشمان خود بر مىداشتند ، سپس به عيب جويى در بارهء كاهى كه روى مژگان تو قرار گرفته است مىپرداختند ؟ مىدانم مرا خواهى بخشيد ، زيرا ، فقط من نيستم بلكه تمام عقلاى دل سوز به عالم انسانيت كه عقول آنان در حكومت بشئون زندگى بشرى با وجدانشان هماهنگ گشته است چنين مىگويند : كه حتى آن كاه ناچيز را همان چوبين پاها به روى مژگان تو مىگذارند ، تا بر روى آنان خيره نشوى و بگذارى به كامورى خود ادامه بدهند ، يا ندانسته براى كاميابى كاموران وسيلهء خوبى بوده باشند .
بايد بدانند كه سقراط و جلال الدين رومى و شكسپير و هوگو و تولستوى و داستايوسكى و لامارتين و پوشكين از تاريخ انسانى حذف نخواهند شد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 662
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦٦٢