تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠

مىسازد ، نه يك خواب را ، اين جا يك جانور ذره بينى مىكارد ، آن جا يك كوكب خرد مىكند ، به اهتزاز در مىآيد ، حركت مارپيچى مىكند . از نور قوه‌اى و از فكر عنصرى مىسازد ، پراكنده و تقسيم ناپذير است ، همه چيز را حل مىكند ، مگر آن نقطهء هندسى را كه ( من ) نام دارد ، همه چيز را به جان اتمى باز مىگرداند ، همه را بساطت خدايى مىبخشد ، همه را از اعلى تا ادنى بهم مىبندد ، همهء فعاليتها را در نهان خانهء يك ( مكانيسم ) سرسام انگيز مىاندازد . پرواز يك حشره را بر گردش زمين بستگى مىدهد ، شايد هم كه مىداند ؟ هيچ نباشد به حكم تمائل نظام خلقت ، تصور ذو ذنب را در اوج فلك تابع حركت كرم نقوعى در قطرهء آب مىداند . ماشينى است كه از روح ساخته شده است . چرخيدن و از دنده به دنده افتادن عظيمى است كه نخستين موتورش مگس مسكين و آخرين چرخش منطقة البروج است . » ( 1 ) 101 - « خلاصه كردن عالم خلقت در يك موجود و بزرگ كردن يك موجود تا مقام ( الهه ) اى ( 2 ) ، عشق يعنى اين . » ( 3 ) 102 - « عشق درود فرشتگان است به كواكب ، جان آدمى چه محزون است هنگامى كه حزنش از عشق است . » ( 4 ) 103 - « چه فقدانى عظيمى است فراق موجودى كه به تنهايى جان جهان است . » ( 5 ) 104 - « خدا پشت گوش همه چيز است اما همه چيز خدا را پنهان مىدارد ، همهء اشياء سياه و همه مخلوقات حاجب ماورايند . دوست داشتن يك موجود ، شفاف ساختن او است . » ( 6 )

هامش
( 1 ) بىنوايان ، ج 2 ، ص 227 و 228 . .
( 2 ) در عبارت هوگو كلمهء خدايى است كه با ملاحظات همه جانبه الهه بايستى گفته شود . .
( 3 ) بىنوايان ج 2 ، ص 269 .
( 4 ) بىنوايان ج 2 ، ص 269 .
( 5 ) بىنوايان ج 2 ، ص 269 .
( 6 ) بىنوايان ج 2 ، ص 269 .