تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 615

مساهمون:

ص٦١٥
عباراتى را كه نقل كرديم در حقيقت سطح قابل مشاهدهء رشد جسمانى و رشد روانى را فهرست وار بيان مىكند . اگر بخواهيم به تفصيل فعاليتها و نمودهاى رشد روانى بپردازيم مطلب بسيار طولانى خواهد گشت ، تنها مىخواهيم اين مسئله را بدانيم كه به خلاف آن نظريه كه مىگويد : جسم و روان در همهء تحولات از قوانين معينى تبعيت مىكنند ، بايستى جدايى دو قلمرو جسم و روان را ( با اين كه در نقاط تماس طبيعى با يكديگر مشترك و هماهنگ مىباشند ) در تحولات و رشد و نقص و نمودها به طور جدى بپذيريم و به اين نتيجه مىرسيم كه ممكن است چسبانيدن يك قطعه گوشت به يكى از اعضاى بدن اگر هم باعث افزايش جزئى براى بدن بوده باشد ، اما آن جزء زايد تغييرى در ساير ارگانيسم بدن وارد نمىسازد ، در صورتى كه يك صفت زشت يا يك صفت نيكو كه به عنوان عادت در روان انسانى رسوخ پيدا كرد ، در همهء سازمان روانى اثر مىگذارد و در تعادل واقعى روان تغييرى ايجاد مىكند . پس از اين مقدمه بر مىگرديم به مطلبى كه جلال الدين مطرح كرده است ، مىگويد : عادتها و صفات پليدى كه در درون ما ريشه مىگيرد ، با گذشت زمان اين ريشه ها محكمتر مىگردد ، با اين كه نيروى از بين بردن آنها كاهش مىيابد . يك مطلب مهم در اين مورد وجود دارد :

آيا استحكام تدريجى ريشه ها مخصوص عادتها و صفات پليد است ؟

با نظر به مباحث انعقاد شخصيت و عناصر آن پاسخ اين سؤال منفى است ، زيرا ، در آن دوران كه نطفهء شخصيت انسانى منعقد مىگردد ، اگر دانه هاى خاصيتها و اوصاف نيكو در كشتگاه شخصيت پاشيده شود تدريجاً و با رشد روانى اين دانه ها ريشه گرفته و بارور مىگردند ، بلكه اگر خاصيتها و اوصافى را در نظر بگيريم كه از موضوع نيك و بد خارج و بر كنار بوده باشند ، ولى شخصيت انسانى را جلب نمايند به طورى كه به عنوان يكى از عناصر شخصيت در آيند باز مطابق همان اصل فوق پايدار خواهند بود .