( ( 1237 ) ) خار بن در قوت و بر خاستن
خار كن در سستى و در كاستن
دانهء خارهاى صفات پست كه در نفس ما پاشيده مىشود ، با گذشت زمان مىرويد و قوت مىگيرد و سر مىكشد ، اما ( خود طبيعى ) انسانى كه مىخواهد خارها را بكند رو به سستى و كاهش مىرود
مسئلهء عجيبى است كه پديده هاى زشت در روان ما وارد مىشوند ، اگر در صدد بر طرف كردن جدى آنها بر نياييم ، تدريجاً رسوخ پيدا مىكنند ، تا آن جا كه مىتوانند مانند جزئى از اجزاء شخصيت ما باشند ، در اين حال مبارزه با آنها سختتر مىگردد ، از آن هنگام كه دوران ميانسالى پايان مىيابد قدرت جسمانى و نيروى مبارزهء ( خود طبيعى بىطرف ) رو به اضمحلال مىرود ، در صورتى كه آن پديده ها محكمتر مىگردند .
اين مطلب به همين شكل كه بيان شد قابل مشاهده است . اما اين كه حقيقت مطلب چيست ؟ به بررسى بيشترى نيازمند است .
جاى ترديد نيست كه رشد جسمانى در دوران زندگانى حدود معينى دارد و با نظم و قوانين تثبيت شدهاى شروع و پايان مىيابد . بعضى از متخصصين فن نهايت رشد جسمانى را سى و دو سال و بعضى ديگر سى و پنج حد اكثر مدتى كه رشد جسمانى در آن پايان مىيابد ، چهل سال گفته شده است . سپس دوران ركود و كاهش آغاز مىگردد و به پيرى و فرسودگى مىرسد . رشد روانى انسان اگر چه تا مقدارى از زندگانى با رشد جسمانى دوشا دوش و هماهنگ مىباشد ، ولى پس از گذشت مدتى از زندگانى رشد روانى هم از نظر كميت و هم از نظر كيفيت راه خود را از منحنى رشد جسمانى جدا مىكند ، اين مطلب را روان شناسان غالباً معتقدند . پياژه مىگويد :
« رشد روانى كه با تولد شروع و در بزرگ سالى پايان مىپذيرد ، با رشد جسمانى