تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
با يكديگر مىگفتند : اينها ديگر چه چيزهايى هستند ؟ در سرزمين ما بدون اجازهء ما چرا آمده‌اند ؟ همگى هجوم ببريم و دمار از روزگار آنها بر آوريم . اين جمله را گفتند و هر يك با آن دست و پاهاى ناچيزشان خود را به آب زدند و آب را به نوسان در آوردند ، آن گاه سراسر وجود آنان از شادى فتح و پيروزى مىلرزيد . آن صورتهاى منعكس شده در آب حوضچه چه بود ؟ قورباغه ها چه گمان مىكردند ؟ و چه مىگفتند ؟ و چه مىكردند ؟ آرى ميلياردها ستاره در كهكشانها كه كراتى با عظمت از آفتاب ما دارند ، در انديشهء قورباغهء ضعيف به صورت اشياء محقر و قابل از بين بردن جلوه مىكند اين مسئله داستان خيالى نيست ، بلكه در همهء دورانها و جوامع همواره انسانها در بارهء افراد هم نوع و مشابه خويشتن چنين انديشيده‌اند ، على بن ابى طالب عليه السلام را شريك ، بلكه مزاحم زندگانى خود ديده از راه ستيزه و پيكار با او وارد شده‌اند . احمقان گمان نمىكردند كه على عليه السلام در روى مرتفعترين قله هاى قرون و اعصار نشسته به همهء جوامع انسانى كه در روى كرهء خاكى زندگانى خواهند كرد مىنگرد ، در اعماق قلب بزرگش در بارهء انسانها سوز و گدازى دارد . آنان گمان مىكردند كه على عليه السلام مزاحم زندگى آنان است و در صدد رقابتها بر آمدند ، كارشكنىها مىكردند . . . ولى نمىدانستند كه حسابگران قرون و اعصار با ديده گان نافذ اين قيافهء الهى را تحت نظاره قرار داده با اين كه اين حسابگران به اصطلاح مخالف ايده ئولوژى على عليه السلام بودند در باره اش خواهند گفت : « الامام على بن ابى طالب عظيم العظماء ، نسخه مفرده ، لم ير لها الشرق و لا الغرب صوره طبق الاصل لا حديثا و لا قديما » . ( پيشوا على عليه السلام بزرگ بزرگان ، يگانه نسخه‌اى است كه نه شرق و نه غرب نه در گذشته و نه در حال حاضر صورتى مطابق اين اصل نديده است ) . آنان كه به قصد رقابت با على عليه السلام جنگيدند و مانند آن قورباغه ها گمان كردند كه وجود او را از حوضچهء هستى بيرون انداختند ، چرا پس از آن كه على عليه السلام رو در