تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
خداوند انسانها را به انجام تكاليف معينى مأمور ساخته و از ارتكاب عده‌اى از امور كه معصيت ناميده مىشوند نهى كرده است . اين تكاليف كه به اوامر و نواهى تقسيم مىشوند بىهوده و بدون غرض نمىباشند و مىدانيم كه خداوند مستغنىتر از آن است كه از اطاعت اوامر و نواهى سود براى خود منظور كند يا ضررى از خود رفع نمايد ، اين هدف و غايت ( رضوان الله ) يعنى به ثمر رسيدن شخصيت انسانى در حركت به سوى ابديت است كه مربوط به خود انسان است . پس خداوند رشد و تكامل انسانها را مىخواهد . اين غرض و غايت بدون ايجاد و تسهيل مقدمات مربوطه امكان پذير نيست ، لذا اين نتيجه به دست مىآيد كه بايستى هر گونه وسيله‌اى كه موجب هموار شدن راه عمل به قوانين و دستورات است خداوند از راه لطف مهيا بسازد تا غرضى كه از تكليف بندگان منظور كرده است نقض نشود و تحصيل گردد ، چنان كه صدور دستورات الهى از آن نظر عقلانى كه مىگويد : انسان مهمل نيست و براى تكامل به عرصهء هستى قدم گذاشته است واجب و لازم مىباشد .

نتايجى كه از قاعدهء لطف گرفته مىشود

1 - با نظر به دليل فوق تمام معارف الهى را كه بشر تا حد امكان بايستى فرا بگيرد منشا بيان و ابلاغش همان قاعدهء لطف است . 2 - تكاليف و دستورات به مقتضاى لطف براى تكامل شخصيت انسانها لازم است . 3 - وجوب نصب پيشوا و امام مشمول قاعدهء لطف است . 4 - حجيت اجماع كه يكى از مدارك حقوق و فقه اسلامى است قاعدهء لطف است ، زيرا - قاعدهء لطف است كه اقتضا مىكند خداوند از وقوع اهل حل و عقد ( كه كلامشان مسموع است ) در خطا جلوگيرى كند ، اين جلوگيرى يا با بروز اختلاف صورت مىگيرد و يا وجود اتفاق كه امام يكى از آنها خواهد بود .