تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠

كسى را بر انگيزد كه آن امور را براى بندگانش بفهماند . اين مطلب مطابق قانون عدل است ، هنگامى كه بعثت انبيا و ابلاغ قوانين مشمول قاعدهء عدل بوده باشد وعده و تهديد نيز مشمول ( قانون عدل ) خواهد بود . و همچنين هنگامى كه واجب شد خداوند مصالح را بيان كند بايستى قاعدهء ( منزله بين منزلتين ) را نيز ابلاغ فرمايد ، زيرا ابلاغ مزبور مربوط به ( لطف و صلاح ) است . » ( 1 ) با ملاحظهء عقايد اشاعره كه از شهرستانى نقل كرديم روشن مىشود كه دو گروه معتزله و اشاعره در مسائل ( عدل ) و ( لطف ) چه اندازه با يكديگر اختلاف دارند . براى تكميل نظريات دو گروه مزبور عبارتى چند از ابن باقلانى كه از مشاهير اشاعره است نقل مىكنيم : « اگر كسى بگويد : آيا در توانايى خداوندى لطفى وجود دارد كه اگر در بارهء همهء آنان كه مىداند كافر از دنيا خواهند رفت جارى كند ايمان مىآورند ؟ گفته مىشود : بلى ، خداوند به چنين لطفى توانايى دارد . اگر بگويد : شما به اين لطف چگونه اعتراف مىكنيد ؟ گفته مىشود : زيرا - خداوند توانايى دارد كه آنها را به ايمان آوردن وادار بسازد ، چنان كه مىبينيم امثال آنها را به ايمان آوردن توانا ساخته است و گروه ديگر را به ضد ايمان ( كفر و گمراهى ) توانا بسازد . اگر در آنها قدرت به ايمان ايجاد كند لزوماً ايمان خواهند آورد . » ( 2 ) سپس ابن باقلانى به آياتى اشاره مىكند و چنين نتيجه مىگيرد كه خداوند مىتواند لطفى در بارهء بندگانش اجرا كند كه همگى ايمان بياورند . دوباره در فصل بعدى به آيهء : « و لو شاء ربك لا من فى الارض كلهم جميعا » . استدلال كرده مدعاى خود را اثبات مىكند .

هامش
( 1 ) المحيط بالتكليف ، قاضى عبد الجبار ، ص 22 . .
( 2 ) التمهيد ، ص 339 و 340 - تأليف محمد بن طيب باقلانى ، 388 و 403 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 480 | محمد تقي جعفري