دست كمك به سوى قدرت مطلق پيش مىبرد ، با افتخار تمام سر راست مىگرفت ، در پيروزيش باقيماندهاى از مبارزه طلبى و نبرد احساس مىشد ، ايستاده ، گردن افراشته ، درخشان ، سبعيت فوق بشرى يك ملك وحشتناك عذاب را بر صفحهء لاجوردى آسمان مىگسترد . سايهء خطير عملى كه انجام مىداد ، در مشت منقبضش تابش مبهم شمشير اجتماعى را نشان مىداد ، خوشبخت و نفرت زده ، پاشنهء خود را بر سر جنايت عيب و عصيان و حيف و ميل و بر سر دوزخ نهاده بود ، مىدرخشيد ، قلع و قمع مىكرد ، لبخند مىزد و در اين ميكائيل ديوآسا عظمت وصف ناپذير وجود داشت . » ( 1 ) 64 - « چهرهء فانتين در آن دم به صورت شگفت انگيزى درخشان بود ، مرگ ورود در نور اعظم است . » ( 2 ) 65 - « شدايد سر نوشت اين خاصيت بزرگ را دارند كه ما هر اندازه جامد باشيم از اعماق وجودمان طبيعت انسانى را بيرون مىكشند و مجبورش مىكنند كه در خارج آشكار شود . » ( 3 ) 66 - اگر شب پيش از 17 و 18 ژوئن 1815 باران نباريده بود . آيندهء اروپا تغيير مىافت . چند قطره كم يا بيش آب ، ناپلئون را خم كرد ، براى آن كه واترلو پايان اوسترليتز شود مشيت الهى جز فرو ريختن اندكى باران زحمتى نداشت و يك ابر كه آسمان را در خلاف جهت پيمود ، براى تخريب عالمى كفايت كرد . » ( 4 ) 67 - « اين چهره ( ناپلئون ) مدتى دراز كاملًا در روشنايى بود ، سپس يك چند در حجاب بعضى ظلمتهاى افسانهاى كه غالب دلاوران روزگار از خود بر جاى مىگذارند و حقيقت را مدتى كما بيش طولانى در پرده مىنهند ، گرفتار شد . اما امروز تاريخ و روشنايى اين حجاب را مىزدايند ، اين تاريخ بسى بىرحم است ، يك خاصيت
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 42
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٢
هامش
( 1 ) بىنوايان ، ج 1 ، ص 466 . .
( 2 ) بىنوايان ، ج 1 ، ص 469 . .
( 3 ) بىنوايان ، ج 1 ، ص 472 . .
( 4 ) بىنوايان ، ج 1 ، ص 485 . .