اگر مهر خدايى بر گوش و ديده زده نشود به حد كافى صداها و صورتهاى بيدار كننده وجود دارد
اين مسئله را در مباحث جبر و اختيار تا حدودى بررسى كرديم و آيهاى كه مىگويد : « خَتَمَ الله عَلى قُلُوبِهِمْ وَعَلى سَمْعِهِمْ وَعَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَلَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ . » 2 : 7 ( 1 ) ( خداوند بر دلهاى آنها مهر زده و بر گوشها و ديده گان آنان پرده ايست ، عذاب دردناكى در انتظار آنها است ) . براى مكتب جبريون مورد استفاده قرار گرفته مىگويند : هنگامى كه خداوند خود مهر بر دلها بزند و روى چشمان آنان پرده بر اندازد و گوشهاى آنها را از شنوايى باز بدارد ، آيا باز اختيارى وجود دارد ؟ اين مسئله نمىتواند دليل بر سلب اختيار از انسانها بوده باشد ، زيرا - آيهء شريفه نمىگويد : ما مردم را به دو قسمت تقسيم كرده و دلهاى گروهى از آنان را از دريافت حقيقت باز داشتهايم ، بلكه با نظر به آيهاى كه پيش از آيهء فوق گفته شده است : « إِنَّ اَلَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ 2 : 6 . » ( 2 ) ( آنان كه كفر ورزيدند خواه آنها را تبليغ كنى يا نه ، ايمان نخواهند آورد ) . روشن مىشود كه پس از آن كه گروهى با اختيار خود كفر مىورزند و فعاليت