تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
عقل و وجدان را در راه خدا شناسى و حقيقت يا بى خنثى مىكنند ، خداوند در دلهاى آنان مهر مىزند ، معنايش اين است كه مهر خوردن به عقل و قلب مانند يك اثر طبيعى براى خاموش كردن جلوه هاى عقل و وجدان مىباشد . خداوند اين اثر را ميان شعله و بنزين قرار داده است كه اگر شعله‌اى به مادهء بنزين برسد آن را شعله ور خواهد ساخت ، اما رسانيدن شعله به بنزين با دست كيست ؟ اين يك مسئله ديگرى است ، شما اگر بيك كودك رشد يافته در حدود كافى و لازم سفارش كنيد كه در مقابل انبار بنزين با كبريت بازى مكن و اثرى را كه از اصابت شعله به بنزين توليد مىشود به آن كودك نشان بدهيد ، پس از آن اگر آن كودك با شعله بازى كرده و آن را به انبار بزند شما كه صاحب انبار بنزين هستيد ، شما كه كبريت را از بازار براى احتياجات خانگى خريده‌ايد ، شما كه به كودك غذا داده‌ايد تا او توانايى بازى پيدا كرده است ، به هيچ وجه مسئول آتش سوزى نيستيد ، زيرا - آن چه كه مربوط به ارشاد كودك و روشن ساختن او درباره ى خواص كبريت و بنزين است گوشزد كرده و به اصطلاح حجت را بيان و تمام كرده‌ايد .
( ( 687 ) ) اين جهان از بىجهت پيدا شده است كه ز بىجايى جهان را جا شده است

جهت و مكان براى اجزاء جهان طبيعت مطرح است نه براى مجموع آن

براى توضيح اين مطلب به طرحى در تعريف جهان و مكان نيازمنديم . در فلسفه و بررسيهاى گذشتگان جهت به طرف امتداد گفته شده است كه بتواند مورد اشاره قرار بگيرد و خود قابل تجزيه و تقسيم نمىباشد . ( 1 )
هامش
( 1 ) تجريد ، خواجه نصير الدين طوسى ، بحث مكان و جهت . .