تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
نبوده است ، بلكه در تمام دوره هاى بشرى با اين پديده روبه رو هستيم و چون همهء نمودهاى انسانى از زشت و زيبا در دوران ما جلوهء بيشتر و شگفت انگيزترى پيدا كرده است ، لذا اين پديدهء تقليد هم شكل فوق العاده حساسى به خود گرفته است . مدت دو سه قرن است كه مغرب زمين دانشمندان و متفكرينى را به تاريخ بشرى عرضه كرده است . جاى ترديد نيست كه اينان گامهاى بسيار ارزنده هى را در راه شناسايى رموز و روابط اجزاء طبيعت برداشته و در مهار كردن عوامل طبيعى به سود انسانها نقش مهمى را به عهده گرفته‌اند ، ولى در عين حال همهء خردمندان حتى خود مغرب زمينىها هم اعتراف دارند كه به ازاء اين پيش رفت در طبيعت ، در بارهء انسان جز گامهاى محدودى آن هم تنها از نظر نمودهاى مادى و جسمانى او برداشته نشده است . اين است آن چه كه مىبينيم ، اما انعكاس اين قضيه چگونه بوده است ؟ مسأله‌اى است بسيار شگفت انگيز ، زيرا - مسئلهء پيش رفت تكنيك و صنعت به تمدن واقعى كه انسان را تفسير كند و دردهاى او را كاهش بدهد و انسانها را به حقوق واقعى خود نائل سازد و آنها را در راه تكامل فردى و اجتماعى كمك كند اشتباه شده است . خود نوابغ و طلايه داران مغرب زمين اغلب و شايد اكثريت قريب به اتفاق آنان با تمام واقع بينى محدوديت قلمرو شناسايى و كارهاى خود را باز گو كرده و بيشتر از اين ادعا نمىكنند كه ما توانسته‌ايم روابطى را در طبيعت درك كنيم و مقدارى از اجزاء طبيعت را براى بهره بردارى آماده بسازيم ، ولى مقلدين مغرب زمينىها به اين قناعت نورزيده آنان را تا حدود رب النوع انسانى رسانيده و واقعيتها را به طور عموم در اختيار آنان گذاشتند . حتى مسائل حقوقى و مذهبى و اخلاقى و سياسى را هم از يك رياضى دان پرسيدند و بدون اين كه خود آن رياضىدان بپذيرد ، شناسايى تمام اصول انسانى را به گردن او گذاشتند . بعضى از آنان هم كه ساده لوح يا غرض ورز بودند ( كه اميدواريم افراد آنها نادر باشد ) خود را شايستهء پاسخ گويى به مسائل