تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
برسد يا نه . تو كه يك عمر الله گفتن را مانند حرفه‌اى براى خود پيشه ساخته‌اى ، گامى فراتر بنه و اين بار بدون طمع الله را بخوان . اگر گداى تيره روز مىدانست كه در دهانش چه مىگويد و آن كلمهء الله را كه به زبان مىآورد چيست ، از فكر كم و بيش فارغ مىگشتى . آن نان خواه ساليان دراز الله ا لله مىگويد ، مانند خرى كه بارى از قرآن به دوش مىكشد و نمىداند روى دوش او چيست ، زيرا - او تنها كاه مىخواهد . آن انسانى كه در زبان الله مىگويد ، اگر درست معناى آن را تأمل مىكرد ، كالبد جسمانى او از عظمت درك آن معنى درهم مىشكست . اى انسان بىچاره يك ساحر حيله گر از نام ديو و شيطان سحرها مىكند و كارها انجام مىدهد ، ولى تو با آن عظمت نيروى خدا دادى نمىتوانى از نام خداى ذو الجلال بهره بردارى نمايى .