آزمايشات واقعى مىتواند به خوبى رسوا كند .
تو مىگويى : من در تحصيل واقعيات ظنها پيدا مىكنم ، اين را بايد بدانى كه بسيارى از ظنها به خطا مىروند .
در آن هنگام كه مىبينى راه را گم كردهاى بايد بدانى كه تو ظن واقعى هم نبردهاى ، بلكه توهمهاى بىجا تو را سر گردان كرده است .
شگفتتر آن كه : نشستهاى بر ديگران نوحه گرى مىكنى ، بيا قدرى خود را هم رو در روى خود قرار بده و به حال بىنواى خود گريه كن .
برو مدتى با نوحه سرايان بنشين ، زيرا - با نظر به سر گذشت تيره بختانهاى كه پشت سر گذاشتهاى و آيندهء مجهولى كه در پيش رو دارى تو براى گريه كردن به خود سزاوارترى .
آنان كه در اين دنيا گريه ها سر مىدهند اغلب در جدايى از مزايايى ناله مىكنند كه آن مزايا دير يا زود آنها را رها خواهد ساخت ، آنان از لعل گران بهاى ابدى غفلت دارند ، ولى تو به حال روح خود گريه كن كه چگونه ساليان دراز را كه مىتوانستى به عالىترين مراتب انسانى قدم بگذارى ، با تن پرورى و خود ستايى گذراندى . آرى گريه كنندگان در اين دنيا زياداند ، اما گريه هاى آنان و ساير حركات و سكناتشان از روى تقليد كورانه است .
نقش تقليد بند گرانبارى به دل آگاه و فعال انسانى است ، برو با آب اين بند را خراب كن تا آب دل به جريان بيفتد .
تقليد آفت همه گونه خوبىها است ، اگر تقليد مانند كوه قوى هم باشد باز مانند كاه ناچيزى در سركشىهاى كوچكترين آگاهى از بين مىرود . اگر آدم كور فربه و تيز خشم بوده باشد باز از او مترس ، زيرا - او گوشت پارهاى بيش نيست و نمىتواند راهى پيدا كند ، زيرا چشم ندارد .
آدم مقلد اگر به طور اتفاقى سخنى باريكتر از مو بگويد اهميتى نخواهد داشت ،
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 289
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٨٩