خداوندى هستند كه مىخواهند مشيت خداوندى را كه عدالت محض است به مردم روى زمين بفهمانند .
( ( 493 ) ) از محقق تا مقلد فرقهاست
كاين چو داود است و آن ديگر صداست
محقق را مقلد چون توان گفت
كه دانا تا به نادان فرق دارد
فرق بسيار زيادى است ميان كسى كه حقايقى را از ديگران گرفته منعكس مىسازد و كسى كه خود حقيقت را دريافته و مانند منبع چشمهء آبى كه به درياها وصل است سر تا پا فهم و درك مىباشد . از آن جهت كه رسيدن به مقام شامخ تحقيق و نظر به زحمتها و كوششها و گذشت از خواسته ها نيازمند است ، لذا مىبينيم كه در هر دوره از دوره هاى تاريخ عدهء بسيار اندك به مقام صاحب نظرى مىرسند و مىتوانند گامى در تاريخ بشرى برداشته و انقلابى در علم يا اجتماع و يا اخلاق و هنر به وجود آورند .
به همين جهت است كه تاريخ بشرى همواره با صداها روبه رو بوده است نه با داودهاى خوش آواز ، تا نغمه هاى روح انگيز از درون آنها برخيزد و منعكس كنندهء صداى خودشان نه ديگران بوده باشند .
اگر همهء افراد انسانى تفاوت ميان مقلد و محقق را درك مىكردند ، آسيبى كه از پديدهء تقليدهاى كوركورانه نصيب بشرى مىگردد ، به همان اندازه منحصر مىشد كه گروهى حقايق را نمىفهمند و تنها باز گو كننده ناقصى از حقيقتدانها مىباشند ، ولى مطلب در اين جا خاتمه نمىيابد ، زيرا - براى افكار متوسط فهمانيدن اين اصل كه تقليد غير از تحقيق است تقريباً امكان ناپذير است ، مخصوصاً با در نظر داشتن اين كه بعضى از بازگو كنندگان آن چنان ماهرانه سخن مىگويند كه بىچاره محقق به آن اندازه نمىتواند حقيقت خود را بيان نمايد ، در اين موارد است كه صورت جاى واقع را مىگيرد و به اصطلاح جلال الدين صداى تقليدى مىخواهد جاى صداى داود را بگيرد