تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
و يا هنگامى كه شما مشغول حل يك مسئلهء علمى هستيد باكى از آن نداريد كه مقتضى طبيعى يك حيوان درنده اين است كه شما را در صورت تنهايى و بىسلاحى مىتواند بكشد . براى توضيح اين مسئله كه در دنيا هر كسى و هر چيزى به كارى مشغول است و هيچ كسى نبايستى در مقابل اين كارها شخصيت خود را از دست بدهد ، مطلبى را كه مىتواند جنبهء اساس داشته باشد متذكر مىشويم : نمىتوان در ميان آدميان عاقلى را پيدا كرد كه به اين نكته متوجه نبوده باشد كه موجودات دنيا اعم از انسان و ساير اجزاء جهان هستى همه مشغول فعاليت مناسب طبيعت خود مىباشند و هر كس مطابق طبيعت يا روشى كه براى خود انتخاب كرده است بقيهء فعاليتها را در مقابل خود به سه گروه تقسيم خواهد كرد : گروه اول - فعاليتهايى كه كاملًا در سمت موافق كارها و روش او است . گروه دوم - فعاليتهايى كه كاملًا در سمت مخالف و متضاد با فعاليت او انجام مىگيرد . گروه سوم - آن فعاليتها است كه در مقابل خود كار انسانى يا هدف آن كار بىطرف مىباشد . البته اين گروه سوم خود به دو نوع متمايز مىشود كه تشخيص ندادن آن دو از يكديگر ممكن است دو كار مزبور را در مقابل هم و ضد يكديگر نمودار بسازد ( 1 )
هامش
( 1 ) جلال الدين در ابيات آينده تابلويى را در جنگ سه نفر عرب و فارس و ترك در بارهء انگور خواهد كشيد ، اين سه نفر چون زبان يكديگر را نمىفهمند با اين كه يك حقيقت را مىخواهند و آن حقيقت همان انگور است با يكديگر به جنگ و پيكار پرداخته‌اند . در آن داستان خواهيم گفت : كه اگر جوامع بشرى حقيقتاً به انسان و انسانيت علاقه مند بودند با حذف عناوين ساخته شده و نامهاى پرداخته شده و نشان دادن وحدت هدفها مىتوانستند دردهاى فراوانى از انسانيت را دوا كنند . ولى چه بايد كرد كه اين قشرهاى پيكار آميز براى طبقات زيادى وسيلهء خوش گذرانى بوده و نمىخواهند انسانها به وحدتهاى آرمانهاى خود دست بيابند . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 253 | محمد تقي جعفري