باكى نخواهد داشت .
اگر بنا بود كه راد مردان جهان به مقتضيات زمان و شرايط دوران خويش اهميتى داده و در بارهء مزاحمت آنها محاسبه نموده و حركات خويش را مطابق خواسته هاى آنها تطبيق مىكردند ، در حقيقت نه پيش رفتى وجود داشت و نه تكاملى .
اگر چنين بود كه هر كار و وظيفهاى را كه شخص مىخواهد انجام بدهد به موافقت همگانى احتياج داشت ، نمىبايست پيامبران كوچكترين كردار و گفتارى را در تاريخ بشرى عرضه كنند آرى :
آن كه جان در روى او خندد چو قند
از ترش روئى خلقش چه گزند ؟
آن كه جان بوسه دهد بر چشم او
كى خورد غم از فلك وز خشم او ؟
در شب مهتاب مه را بر سماك
از سگان و عوعو ايشان چه باك
سگ وظيفهء خود بجا مىآورد
مه وظيفهء خود به رخ مىگسترد
تفسير ابيات
مردى از شيوخ دائما در قرض غوطه مىخورد ، اما اين قرضها به جهت مخارج شخصى و خوش گذرانى خويشتن نبود ، بلكه از مردم وام مىگرفت و براى نيازمندان مصرف مىكرد . او با قرض خانقاهى ساخته خانمان و حتى خانقاه را هم در راه قرض يا در راه هدفش باخته بود . او خضرويه نام داشت كار او خدمتگزارى عشاق جهان بود .
خداوند منان قرض او را با اشكال گوناگونى ادا مىكرد ، چنان كه ريگ براى حضرت ابراهيم عليه السلام آرد مىشد .
پيامبر فرموده است : كه دو فرشته همواره در بازارها ندا مىكنند : كه خدايا ، به آنان كه در راه تو انفاق مىكنند عوض عنايت فرماى و اموال آنان را كه در راه تو انفاق نمىكنند پوچ و تلف كن ، به انفاق كنندگان عوض عنايت فرماى مخصوصاً كسانى كه جان در راه تو از دست مىدهند . هر كس كه مانند اسماعيل بدون ترس و هراس گلو در