به صورت آتش با تو تماس بگيرد تو را خواهد سوزاند ، اگر به صورت ميكرب در آيد تو را بيمار خواهد ساخت ، اگر در شكل آب باشد تو را سيراب و اگر به صورت غذا باشد تو را اشباع خواهد كرد ، ولى در هيچ يك از اين نمودها و خواص كوچكترين آگاهى ندارد .
بلى اگر روح خود را به رشد طبيعى خود برسانيم و اگر از اعماق شخصيت با اين جهان روبه رو شويم خواهيم ديد كه :
جمله اجزا در تحرك در سكون
ناطقان كانّا إليه راجعون
ذكر تسبيحات اجزاء نهان
غلغلى انداخته در آسمان
ولى مىدانيم كه اين ذكر نهانى همان جريانات قانونى آنها است كه كوچكترين تخلفى از آن نخواهند كرد و آن جريانات زندگانى ما را خود آگاهانه منظور نمىدارند . زندگانى طبيعى ما مطلوب منحصر آنها نيست تا ما را بشناسد و همواره حركات خود را مطابق ميل ما انجام بدهند .
پس از آن جهت كه زندگانى طبيعى ما هدف آنها نيست ، مىتوانيم بگوييم كه آنها بالنسبه به زندگانى ما و چگونگى رشد شخصيت ما ناخود آگاهند ، بلكه اين ماييم كه بايستى از جهان طبيعت به سود زندگانى و شخصيت خويش بهره بردارى كنيم . بنا بر اين اشخاصى كه به جهان طبيعت به همين وضعى كه گفتيم تسليم گشته و با جهان طبيعى آن چنان رفتار مىكنند كه گويى جهان براى آنها و به سود آنها خود آگاهانه گام بر مىدارد ، جاهلتر از خود دنيا هستند . چون اينان ظواهر طبيعت را مىخواهند و از همين ظواهر مىخواهند زندگانى خود را تأمين و با آن وفق بدهند ، لذا مىتوان گفت جهان با وضع مزبور جاهل پرست است ، زيرا - مىتواند ( خود طبيعى ) آنان را تقويت كرده و آنان را كامياب بسازد .
اگر پيش تازان اجتماعات با انسان و انسانيت سر و كار داشتند ، مىتوانستند گامهاى مؤثرى در راه نشان دادن قيافهء حقيقى دنيا بردارند و به انسانها نشان بدهند كه اين جهان با وضع طبيعى كه دارد در مقابل شما ناخود آگاه حركت مىكند و اين شماييد كه بايستى با خود آگاهى در اين جهان زندگى كنيد تا بتوانيد از پشت پردهء ناخود آگاه