تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
( ( 362 ) ) بينى طفلى بمالد مادرى تا شود بيدار و واجويد خورى ( ( 363 ) ) كاو گرسنه خفته باشد بىخبر و ان دو پستان مىخلد از مهر در ( ( 264 ) ) كنت كنزاً رحمة مخفية فابتعثت امة مهدية ( ( 365 ) ) هر كرامتى كه مىجويى به جان او نمودت تا طمع كردى در آن ( ( 366 ) ) چند بت بشكست احمد در جهان تا كه يا رب گوى گشتند امتان ( ( 367 ) ) گر نبودى كوشش احمد تو هم مىپرستيدى چو اجدادت صنم ( ( 368 ) ) اين سرت وارست از سجدهء صنم تا بدانى حق او را بر امم ( ( 369 ) ) گر توانى شكر اين رستن بگو كز بت باطن همت برهاند او ( ( 370 ) ) مر سرت را چون رهانيد از بتان هم بدان قوت تو دل را وارهان ( ( 371 ) ) سر ز شكر دين از آن بر تافتى كز پدر ميراث ارزان يافتى ( ( 372 ) ) مرد ميراثى چه داند قدر مال رستمى جان كند و مجّان يافت زال ( ( 373 ) ) چون بگريانم بجوشد رحمتم آن خروشنده بنوشد نعمتم ( ( 374 ) ) گر نخواهم داد خود ننمايمش چونش كردم بسته دل بگشايمش ( ( 375 ) ) رحمتم موقوف آن خوش گريه هاست چون گرست از بهر رحمت موج خاست تا نگريد ابر كى خندد چمن ؟ تا نگريد طفل كى جوشد لبن

آيه

« لا يَسْتَوِي أَصْحابُ اَلنَّارِ وَأَصْحابُ اَلْجَنَّةِ أَصْحابُ اَلْجَنَّةِ هُمُ اَلْفائِزُونَ . » 59 : 20 ( 1 ) ( دوزخيان با بهشتيان مساوى نيستند ، بهشتيانند كه [ به مقامات عالى ] رسيده‌اند ) . « يا أَيُّهَا اَلإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ اَلْكَرِيمِ . » 82 : 6 ( 2 ) ( اى انسان چه چيز تو را به خداى كريمت مغرور ساخت . [ يعنى چه باعث شد كه در بارهء خود از خدا احساس امان كردى ] ) در بعضى از روايات وارد شده است كه در موقع شنيدن اين خطاب بعضىها

هامش
( 1 ) سوره حشر ، آيهء 20 . .
( 2 ) سوره انفطار ، آيهء 6 . .