( ( 362 ) ) بينى طفلى بمالد مادرى
تا شود بيدار و واجويد خورى
( ( 363 ) ) كاو گرسنه خفته باشد بىخبر
و ان دو پستان مىخلد از مهر در
( ( 264 ) ) كنت كنزاً رحمة مخفية
فابتعثت امة مهدية
( ( 365 ) ) هر كرامتى كه مىجويى به جان
او نمودت تا طمع كردى در آن
( ( 366 ) ) چند بت بشكست احمد در جهان
تا كه يا رب گوى گشتند امتان
( ( 367 ) ) گر نبودى كوشش احمد تو هم
مىپرستيدى چو اجدادت صنم
( ( 368 ) ) اين سرت وارست از سجدهء صنم
تا بدانى حق او را بر امم
( ( 369 ) ) گر توانى شكر اين رستن بگو
كز بت باطن همت برهاند او
( ( 370 ) ) مر سرت را چون رهانيد از بتان
هم بدان قوت تو دل را وارهان
( ( 371 ) ) سر ز شكر دين از آن بر تافتى
كز پدر ميراث ارزان يافتى
( ( 372 ) ) مرد ميراثى چه داند قدر مال
رستمى جان كند و مجّان يافت زال
( ( 373 ) ) چون بگريانم بجوشد رحمتم
آن خروشنده بنوشد نعمتم
( ( 374 ) ) گر نخواهم داد خود ننمايمش
چونش كردم بسته دل بگشايمش
( ( 375 ) ) رحمتم موقوف آن خوش گريه هاست
چون گرست از بهر رحمت موج خاست
تا نگريد ابر كى خندد چمن ؟
تا نگريد طفل كى جوشد لبن
آيه
« لا يَسْتَوِي أَصْحابُ اَلنَّارِ وَأَصْحابُ اَلْجَنَّةِ أَصْحابُ اَلْجَنَّةِ هُمُ اَلْفائِزُونَ . » 59 : 20 ( 1 ) ( دوزخيان با بهشتيان مساوى نيستند ، بهشتيانند كه [ به مقامات عالى ] رسيدهاند ) . « يا أَيُّهَا اَلإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ اَلْكَرِيمِ . » 82 : 6 ( 2 ) ( اى انسان چه چيز تو را به خداى كريمت مغرور ساخت . [ يعنى چه باعث شد كه در بارهء خود از خدا احساس امان كردى ] ) در بعضى از روايات وارد شده است كه در موقع شنيدن اين خطاب بعضىها
هامش
( 1 ) سوره حشر ، آيهء 20 . .
( 2 ) سوره انفطار ، آيهء 6 . .