را كه ما در مسائل علمى و هنرى و ساير مسائل معنوى در بارهء موجودات منظور مىكنيم با يكى از دو نظر مىباشد :
1 - نظر رياضى در بارهء موجود ، به اين معنى كه مىتوانيم براى عمليات رياضى از موجودات خارجى كه با يكديگر در كمال پيوستگى به سر مىبرند واحدهايى انتزاع كنيم و مسلم است كه در اين گونه انتزاع تمام خصوصيات و تشخصات حاكم بر موجود را تجريد كرده و كنار مىگذاريم و اين همان تجريد رسمى است كه در تمام اعداد وجود دارد .
هيچ عدد 2 را بدون تجريد از خصوصيتهاى دو موجود خارجى نمىتوان تصور كرد . پس اگر واحدى در ذهن ما به وجود بيايد ، بدون ترديد آن واحد يك نمود تجريد شدهاى است كه اشاره به يك موجود واقعى مىكند كه در جويبار ساير موجودات پيوسته با ساير قطرات مشخص وجود در حركت است .
2 - نظريهء عرفى و معمولى در بارهء اشياء ، در اين نظريه كه همهء مردم شركت دارند كلمهء واحد را به كار مىبرند و مقصودشان اين است كه آن موجود يك واحد در مقابل ساير واحدها از موجودات براى ما مطرح شده است ، ولى اگر دقيقاً توجه كنيم خواهيم ديد يك عدد سيب در عين حال خود مركب از اجزاء زياديست و ارتباط با عوامل گوناگون فضايى و زمينى دارد كه باعث تغييرات تدريجى او مىشود .
اين تغييرات يا از كون به فساد است يا از فساد بكون يا به سبب عواملى است كه به اندازهء نيروى موجوده در آنها مىتواند موجوديت خود را مدتى در يك حال حفظ كند .
اين دو نظر كه بيان كرديم ناشى از كيفيت عينكى است كه به ديده گان خود در زندگانى مىزنيم و اجزاء جهان را مطابق خواستهء خود بررسى مىكنيم يا آنها را به سود خويش تغيير مىدهيم .
اما از نظر دقيق فلسفى ما هرگز با يك موجودى كه از همه جهات واحد غير قابل تحليل بوده باشد ، اگر چه اين تحليل در بارهء عوامل محيط و پيوسته به آن موجود باشد روبه رو نخواهيم گشت ، زيرا ، معناى واحد حقيقى بريدن و گسيخته شدن
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 218
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢١٨