( ( 238 ) ) با زبان حال مىگفت اى شيوخ
رحمتى كه سوختم زين خام شوخ
( ( 239 ) ) آن چه آن خر ديد از رنج و عذاب
مرغ خاكى بيند اندر سيل آب
( ( 240 ) ) بس به پهلو گشت آن شب تا سحر
آن خر بىچاره از جوع البقر
ناله مىكرد از فراق كاه و جو
مستمند از اشتياق كاه و جو
همچنين در محنت و در درد و سوز
ناله ها مىكرد از شب تا به روز
( ( 241 ) ) روز شد خادم بيامد بامداد
زود پالان جست و بر پشتش نهاد
( ( 242 ) ) خر فروشانه دو سه زخمش بزد
كرد با خر آن چه با سگ مىسزد
( ( 243 ) ) خر جهنده گشت از تيزىّ نيش
كو زبان تا خر بگويد حال خويش ؟
روايت
« الحزم سوء الظن . » ( 1 ) ( حزم و احتياط از بد گمانى است ) . با قطع نظر از صحت سند روايت فوق ، مىتوان جملهء مزبور را به دو وجه معنا كرد : اول - همان معنى كه در ترجمه ياد آور شديم يعنى احتياط در حدود وسوسه ناشى از بد گمانى است . مثلًا در آن محيط كه همه مردم راستگو و در صدق و صفا زندگى مىكنند بدون ترديد احتياطهاى افراطى از بد گمانى خواهد بود . دوم - مطلوبيت سوء ظن در محيطهايى كه مردم همگى در صدد كوبيدن يكديگر هستند ، در اين صورت احتياط عالىترين روش زندگى خواهد ، چنان كه امير المؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه مىفرمايد : « إذا استولى الصلاح على الزمان و اهله ثم اساء رجل الظن برجل لم تظهر منه خزيه فقد ظلم . و إذا استولى الفساد على الزمان و اهله فاحسن رجل الظن برجل فقد غرر . » ( 2 )
هامش
( 1 ) پاورقى مثنوى ، رمضانى ، ص 83 . .
( 2 ) نهج البلاغه ، ج 3 ، ص 177 . .