5 - بديهى است كه اين پديده ( كشش متصل و در جريان ) را به اندازهاى مستقل از حركات و تحولات درونى و برونى احساس مىكنيم كه براى آن وجود مستقل يا در برون ذات ( عينى ) يا در درون ذات ( ذهنى يا روانى ) مىپذيريم و مىگوييم : زمان وجود دارد ( يا در طبيعت خارج ) يا ( در درون ذات اعم از ذهن و روان ) . تا اينجا موضوع زمان در مسائل پنجگانهاى كه مطرح كرديم روشن است .
اكنون مىبينيم آيا مىتوانيم موضوع زمان را در همين مسائل پنجگانه ختم كنيم يا نه ؟ با كمى دقت خواهيم ديد كه با درك مسائل مزبوره توانستهايم تنها گامهايى چند در دهليز ورودى به موضوع برداريم .
چند مسئله عالى در بارهء زمان
اكنون مىخواهيم خود را آمادهء ورود به موضوع زمان نموده مسائل عالىترى را مطرح كنيم :
1 - زمان و تحليل و تركيب حوادث :
اگر واحدهاى حوادث منشأ به وجود آمدن زمان در ذهن ما باشد ، اين سؤال مطرح خواهد شد كه ما غالبا مىتوانيم در عين مشاهدهء يك حادثهء مجموعى تركيب دهندهء آن مجموعه را كه خود رويدادهاى قبلى است در نظر بگيريم .
( مثلًا حركت قطار را مىبينيم ، ولى مىدانيم كه براى به وجود آمدن حركت قطار ده ها بلكه صدها واحد از رويدادها لازم است . ) در اين هنگام كه يك واحد حادثهء مركب را به حوادث كوچكتر كه به منزلهء عوامل حادثهء مركب مىباشد تحليل مىكنيم ، مىدانيم كه آن حوادث در گذشته روى داده است ، آيا آن كشش متصل در جريان ( زمان ) را كه از حركت قطار انتزاع كرده بوديم در همان لحظهء آغاز تحليل متوقف ساخته و در ذهن خود كشش متصل در جريان ولى منفى ( زمان گذشته ) را درمىيابيم ؟