اثر شايانى دارد ؟ بدون ترديد چنين است ، ما هر چه كه بحقيقت و خواص يك علت بيشتر آشنايى داشته باشيم ، به همان اندازه معلول قيافه حقيقى خود را براى ما آشكار خواهد ساخت .
مثلًا من مىبينم بدنم حرارت زيادى دارد ممكن است اين حرارت به جهت فعاليت زياد عضوى باشد و ممكن است از تابش خورشيد يا مستند به نوعى از حرارتهاى طبيعى باشد كه در محيط حكمفرما است و ممكن است اين حرارت مستند به تب بوده باشد .
اگر من بخواهم در باره اين حرارت به زندگانى خودم توجهى داشته باشم بدون ترديد اگر مستند به تب بوده باشد بايستى در صدد معالجه بر آيم . اگر در نتيجه كار زيادى بوده باشد بايستى اثر حرارت فعاليت زياد را منظور كنم .
مثلًا اگر چنين حرارتى مفيد است فعاليت بيشترى انجام بدهم و اگر براى من آسيبى خواهد داشت آن را كاهش بدهم . ملاحظه مىشود كه احساس خود حرارت در بدن يك نوع ديده مىشود ، ولى آثار اقسام حرارت چه اندازه گوناگون مىباشد . اكنون مىتوانيم اين اصل را به مسئله مورد بررسى تطبيق كنيم .
مثلًا من احساس مىكنم كه عدالت براى انسان صفت خوبى است . اين مسئله ممكن است تنها از راه واحدهاى ابتدايى و حسى ظاهرى براى من معلوم شده باشد ، مانند اين كه به طور مكرر مشاهده كردهام كه كسى كه عدالت مىورزد مورد احترام جامعه مىباشد .
ممكن است همين مسئله را كمى عميقتر از فرض اولى درك كرده باشم ، يعنى منشا درك شايستگى عدالت اين باشد كه در اين باره اشعار خوب و رؤيايى زيادى شنيدهام كه از همه آنها اين نتيجه را گرفتهام كه عدالت روش نيكويى است و ممكن است مسئله شايستگى عدالت را از وجدان و از اعماق درونم در يافته باشم بدون ترديد اين علل سه گانه براى به دست آمدن شايستگى عدالت تفاوت زيادى با يكديگر دارند يعنى :
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 101
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٠١