تنها براى اشباع خواسته هاى حيوانى انسانى استخدام شود باعث رشد « خود طبيعى » خواهد گشت و اگر در راه تكامل انسانى قرار بگيرد بدون ترديد آن « خود طبيعى » به « خود انسانى » مبدل خواهد گشت .
پس از اين مقدمه مىتوانيم معناى بيت جلال الدين را كه مىگويد :
( ( 3798 ) ) كوهم و هستى من بنياد اوست
ور شوم چون كاه با دم باد اوست
كاملًا درك كنيم ، زيرا - هنگامى كه شخصيت انسانى در تكامل به جايى برسد كه در هر لحظهاى خود را وابسته بمقام شامخ ربوبى ببيند ، بدون شك در نوسانات زندگانى همهء نقاط مثبت و منفى شخصيت تابع اصل بوده و در هر حال يعنى خواه در حال تحت تأثير قرار گرفتن يا مؤثر واقع شدن ، نسيمى از آن تكيه گاه را در روح خويشتن احساس خواهد كرد .
( ( 3792 ) ) سايهام من كه خدايم آفتاب
حاجبم من نيستم او را حجاب
مردان الهى دليل راه ابديتاند ، نه حجاب ميان بندگان و خدا
هر يكى از افراد انسانى كه رشد شخصيت پيدا مىكند و افراد ديگر در بارهء او محاسبه مىكنند ، ممكن است در يكى از دو نقطه بسيار پست يا اعلا قرار بگيرند ، اگر شخصيت مورد توجه در نقطهء پست قرار بگيرد و تنها در صدد تثبيت موقعيت « خود طبيعى » خويشتن بوده باشد ، حجاب و بلكه راه زن راه بارگاه ربوبى خواهد بود .
اينان سر راه مردمى ايستادهاند كه اگر نبودند حد اقل با عقل سليم و فطرت اوليهء خود گامهايى به سوى رشد شخصيت بر مىداشتند ، ولى دريغا اين افراد از جوانب مختلفى به افراد انسانى فرمان » ايست « داده و آنها را در آن حدود كه تنها همان شخصيتها