تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 758

مساهمون:

ص٧٥٨
را ببينند و بپرستند متوقف مىسازند بالعكس ، اگر شخصيتهاى مورد محاسبه در نقطهء اعلايى از انسانيت قرار بگيرند عقول و دلهاى آنان با تمام صدق و صفا وظيفهء راهنمايى را انجام داده و آن شخصيتها را در طريق ابديت وادار مىكنند كه ديگران را نيز به سوى ابديت رهنمون شوند .
( ( 3800 ) ) خشم بر شاهان شه و ما را غلام خشم را من بسته‌ام زير لگام

با رشد شخصيت مىتوانيم به تندترين پديده و فعاليت نفس پيروز شويم

هيچ در اين باره فكر كرده‌ايد كه شما در دوران كودكى تحت چه عوامل و انگيزه هاى جزيى دگرگون مىشديد ؟ هيچ به ياد داريد كه پستان مادر با آن ناچيزى تمام شخصيت شما را مىخريد ؟ آيا گاهى در اين مسئله مىانديشيد كه چگونه يك اسباب بازى تمام جهان هستى را مطابق خود براى شما تفسير كرده ، حتى در حال خواب هم از شما دست بر نمىداشت ؟ چه شد آن حالات روانى دوران كودكى شما ؟ چرا در دوران رشد سنى هزاران نوع از آن اسباب بازىها كوچكترين تأثيرى در روان شما نمىگذارد ؟ مگر اين دگرگونىها معلول رشد و شخصيت شما نيست ؟ آرى اين شخصيت شما است كه تكامل پيدا كرده است ، و الا پستانهاى مادران هنوز خاصيت شير دادن را از دست نداده‌اند . اسباب بازيچه ها زيبايى خود را فراموش نكرده‌اند ، توپهايى كه زير پاى شما از اين سو به آن سو مىغلطيد ، هنوز هم كار خود را از دست نداده‌اند . چه شد كه آن تمايلات براى ابد در شما خاموش شد ؟