تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 726

مساهمون:

ص٧٢٦

زندگانى جوامع كنونى نمىدانند ، اشتباهى است كه از عدم توجه به حكم عقل و سكوت آن دارند . ما نمىخواهيم در اين بحث در بارهء تعبد و ضرورت آن در جوامع بشرى گفتگو كنيم ولى همين مقدار اشاره مىكنيم كه از آغاز تمدن انسانى تا كنون هيچ جامعه‌اى را نمىتوان سراغ گرفت كه علل و قوانين آن را بيش از چند نفر انگشت شمار كاملًا بدانند . به اضافهء اين كه به قول » كلود دو پاكيه « وقتى كه فكر مىكنم مغز گمراهى در پى آن است كه بدون رهنما فلسفهء حقوق را درك كند نگران مىشوم ، در واقع بايد تصديق كرد كه ايده هاى كلى در سرزمين حقوق مبهماند ، حدود و ثغور مفاهيم ذهنى اصلى غير قطعى و مورد ايرادند مصطلحات عرفى درهم و برهم مىباشند بلا شك همين امر است كه تودهء حقوقدانان را از اين بررسى دور مىكند . ( 1 ) ملاحظه مىشود كه تعبد سرتاسر زندگانى بشرى را فرا گرفته است و بسيار ساده لوحى است كه انسان به جهت حساسيتى كه براى مذهب پيدا كرده است ، بگويد : مذهب سر تا پا تعبد است و نمىتواند خواسته هاى عقلانى ما را اشباع كند مىخواهيم بگوييم : تفاوت زياد است ميان اين كه عقل در بارهء قضيه‌اى ساكت است يا حكم مخالف دارد . در فقه اسلامى تنها در آن موارد كه به عبادات شخصى و بعضى از موارد بسيار كم مربوط مىشود ، عقل در تشخيص علل و فلسفه هاى جزئى آن احكام ساكت است .

تأويل كردن اخبار چه معنى دارد ؟

شكى نيست كه اخبار وارده در منابع اسلامى از همان محاورات عقلانى تبعيت نموده و همان اصول و قوانين جاريه در گفتگوها و تفاهم را پيروى كرده است ، ولى يك نكته وجود دارد و آن اين است كه الفاظ هنگامى كه مىخواهند معانى غير معمولى را
هامش
( 1 ) مقدمهء تئورى كلى و فلسفه حقوق ، كلود دو پاكيه ، مقدمه . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 726 | محمد تقي جعفري