( هر چيزى را كه عقل به آن حكم كرد شرع اسلام هم به آن حكم كرده است و هر چه را كه شرع اسلام به آن حكم كند عقل موافق آن حكم مىكند ) .
هنگامى كه انسان مطلع از قوانين فقهى و روش اصولى احكام اسلامى مطلع بود با ملاحظهء تمام اطلاعاتش اگر روايتى را مخالف صريح عقل ديد ، بدون ترديد مىتواند آن روايت را محكوم بسازد . ولى خوشبختانه از نظر مدارك معتبر اسلامى روايتى كه صريحاً مخالف حكم عقل بوده باشد يا پيدا نمىشود و يا اگر هم وجود داشته باشد براى فقها و علماء قابل اعتنا نبوده و آن را مردود مىشمارند .
گروه سوم - اخبارى هستند كه روش عقلانى در مقابل مضامين آنها نه موافقت مىكند و نه مخالفت . در اين صورت اگر چنين اخبارى با داشتن شرايط سنديت حكمى را اثبات كرد ما مجبوريم به آن عمل كنيم .
زيرا - به علل زيادى عقل معمولى بشرى نمىتواند حقايق لازمى را كه انسانها را رو به تكامل مىبرد به طور صريح و روشن درك كند .
مصالح و مفاسد پشت پردهاى براى روح انسانى بغرنجتر از آن است كه با مشخصات معمولى عقل توضيح داده شود . به همين جهت است كه اكثريت جوامع انسانى از قديمىترين دوره ها تا كنون بهرهاى از حقوق و قوانين به جز امكان هم زيستى نبردهاند .
آن چه كه باعث هجوم بر احكام اسلامى مىشود به جهت عدم توجه به اين اصل است كه توضيح داديم ، يعنى در اخبار اسلامى آن جا كه مربوط به احكام و قوانين مربوط به عبادات است و علل و فلسفهء آنها به طور روشن مشاهده نمىشود از آن گروه نيست كه عقل صريحاً با آنها مخالفت مىورزد بلكه عقل در مقابل آنها سكوت دارد ، عقل رسا با آگاهى به اين كه مجهولات جهان هستى و روح انسانى خيلى پيش از معلومات است كه او مىتواند آنها را صريحاً بفهمد ، نمىتواند مخالفت صريحى در اين دسته از اخبار داشته باشد خلاصه ، امروزه كه به عنوان تعبد گروهى از احكام اسلامى را قابل انطباق بر
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 725
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٧٢٥