( ( 3637 ) ) غايب از شه در كنار ثغرها
همچو حاضر او نگه دارد وفا
( ( 3638 ) ) نزد شه بهتر بود از ديگران
كه به خدمت حاضرند و جان فشان
( ( 3639 ) ) پس به غيب نيم ذره حفظ كار
به كه اندر حاضرى ز ان صد هزار
( ( 3640 ) ) طاعت و ايمان كنون محمود شد
بعد مرگ اندر عيان مردود شد
( ( 3641 ) ) چون كه غيب و غايب و رو پوش به
پس دهان بر بسته لب خاموش به
( ( 3642 ) ) اى برادر دست وادار از سخن
خود خدا پيدا كند علم لدن
( ( 3643 ) ) پس بود خورشيد را رويش گواه
اى شيئى اعظم الشاهد إله
( ( 3644 ) ) نى بگويم چون قرين شد بر بيان
هم خدا و هم ملك هم عالمان
( ( 3645 ) ) يشهد الله و الملك و اهل العلوم
انه لا رب الا من يدوم
( ( 3646 ) ) چون گواهى داد حق كه بود ملك ؟
تا شود اندر گواهى مشترك
( ( 3647 ) ) ز انكه شعشاع و حضور آفتاب
بر نتابد چشم دلهاى خراب
( ( 3648 ) ) چون خفاشى كاو تف خورشيد را
بر نتابد بگسلد اميد را
( ( 3649 ) ) پس ملايك را چو ماهان باز دان
جلوه گر خورشيد را بر آسمان
( ( 3650 ) ) كاين ضيا ما ز آفتابى يافتيم
چون خليفه بر ضعيفان تافتيم
( ( 3651 ) ) چون مه نو يا سه روزه يا كه بدر
مرتبه هر يك ملك در نور قدر
( ( 3652 ) ) ز اجنحهء نور ثلاث او رباع
بر مراتب هر ملك را آن شعاع
( ( 3653 ) ) همچو پرهاى عقول انسيان
كه بسى فرقستشان اندر ميان
( ( 3654 ) ) پس قرين هر بشر در نيك و بد
آن ملك باشد كه مانندش بود
( ( 3655 ) ) چشم اعمش نور خور چون بر نتافت
اختر او را شمع شد تا ره بيافت
آيه
« اَلَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ اَلصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ . » 2 : 3 ( 1 ) ( آنان كسانى هستند كه به غيب ايمان مىآورند ، نماز را اقامه مىكنند و از آن چه
هامش
( 1 ) سوره البقرة ، آيهء 3 . .