به كار ببريد نه براى ضرر رسانيدن به مردم « پس با به كار بردن سحر در آسيب رسانيدن به مردم كافر نشويد . آنان اطاعت نمىكردند ، بلكه آن چه را كه ميان مرد و همسرش جدايى مىانداخت ياد مىگرفتند ، آنان نمىتوانستند به كسى آسيب برسانند مگر با اذن خداوندى ، آنان از سحر چيزهايى را ياد مىگرفتند كه براى آنها داراى ضرر بوده و سودى در بر نداشت . آنان خوب مىدانستند كه كسى كه آن سحرها را پذيرفته و به كار مىبرد در سراى آخرت بهرهاى ندارد و آن چه را كه براى خود مىاندوختند ذخيرهء بسيار بدى بود اگر مىدانستند ) .
در بارهء تفسير اين آيه اختلافات زيادى بين مفسرين روى داده است .
داستان هاروت و ماروت
گروهى از مفسرين هاروت و ماروت را جزء فرشتگان معرفى كرده ، مىگويند : اين دو فرشته كوچكترين مخالفت با دستور الهى نداشتهاند ، آنان سحر را ياد مىدادند نه براى اين كه مردم از سحر سوء استفاده كرده و به ضرر يكديگر قيام كنند ، بلكه در مقابل بر طرف كردن نتايج زيان بخش سحرهايى كه شياطين در دوران سليمان به ملت سليمان ياد داده بودند بر آيند . مردم تبه كار بودند كه از اين تعليمات سوء استفاده كرده و به ضرر يكديگر سحر را به كار مىبستند .
اين گروه از مفسرين با نظر به مجموع معلومات اسلامى در بارهء مقام بلند پيامبران و فرشتگان آيه را به بهترين وجه تفسير كردهاند و حاصل آن اين است كه : گروهى از يهود از آن چه كه شياطين به ملك سليمان مىخواندند پيروى كردند . شياطين در ملك سليمان يا با ملت سليمان سحرها مىخواندند و به مردم چنين تلقين مىكردند كه سليمان هم با اين سحرها توانسته است تمام دنيا را مسخر كند و يا مردم تبه كار خود چنين افترايى را به سليمان مىبستند .
خداوند مىفرمايد : اينان دروغ مىگويند ، رسيدن به مقام والاى سليمانى با سحر امكان پذير نبوده است ، زيرا - سليمان مقام پيامبرى دارد و نمىتواند از راه سحر كه كفر وزيدن است به مقام پيامبرى و عالىترين شكوه جهان دارى نائل آيد ، ولى