تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
نيز به نوبت خود قربانى انسانهاى عالىترى هستند كه نسبت اين افراد معمولى به آنها نسبت حيوانات به انسانها مىباشد . آن گاه همهء آنها نيز به نوبت خود قربانى آن افراد هستند كه مىتوانند تا بارگاه ربوبى راه پيدا كنند و كالبدهاى بىجان قربانيان تكامل را تقديم آن بارگاه كنند . اما تو كه نتوانستى از جهان حيوانيت گام فراتر بنهى ، چه توقعى دارى كه موجودات ديگر قربانى تو باشند ؟ اين را هم ضمناً بدان كه از پاى در آوردن يك جاندار مادامى كه عنوان قربانى شدن در راه تكامل انسانى ندارد نه تنها شايسته نيست بلكه مبارزه با مشيت خداوندى است ، زيرا - هيچ گونه جان شيرينى بىهوده نبايستى از دست برود . مطلب ديگر اين است كه اگر حيوان بىعقل از موجوديت خود پايينتر برود يا نتواند از موجوديت خود استفاده كند اعتراضى به او وارد نيست ، اما اگر انسان با داشتن نيروى تكامل ( عقل و وجدان ) به مراحل حيوانيت سقوط كند ، چه پوزشى مىتواند داشته باشد ؟ اين كه مىبينى در دين اسلام خون كفار مباح شده است . چنين گمان مبر كه با اين كه آنها به انسانيت پايبند بوده‌اند با اين حال خونشان حلال شده است ، بلكه آنها از انسانيت خود را ساقط كرده‌اند ، ديگر آن ارزش انسانى را ندارند و در حقيقت سقوط آنان تا مرگ براى از بين بردن سد راه تكامل مىباشد . آنان مانند همان وحشىها هستند كه نه تنها وجود خود را بىهوده ساخته‌اند بلكه آنان كسانى هستند كه ديگران را نيز از رهسپار شدن بكوى « الله » جلوگيرى مىكنند .