تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦

اعتماد كردن هاروت و ماروت بر عصمت خويش در فتنه اى

( ( 3321 ) ) همچو هاروت و چو ماروت شهير از بطر خوردند زهر آلوده تير ( ( 3322 ) ) اعتمادى بودشان بر قدس خويش چيست بر شير اعتماد گاوميش ؟ ( ( 3323 ) ) گر چه او با شاخ صد چاره كند شاخ شاخش شير نر پاره كند ( ( 3324 ) ) گر شود پر شاخ همچون خار پشت شير خواهد گاو را ناچار كشت ( ( 3325 ) ) باد صرصر كاو درختان مىكند با گياه پست احسان مىكند ( ( 3326 ) ) بر ضعيفىّ گياه آن باد تند رحم كرد اى دل تو از قوت ملند ( ( 3327 ) ) تيشه را از انبهى شاخ درخت كى هراس آيد ببرّد لخت لخت ( ( 3328 ) ) ليك بر برگى نكوبد خويش را جز كه بر ريشه نكوبد نيش را ( ( 3329 ) ) شعله را ز انبوهى هيزم چه غم ؟ كى رمد قصّاب ز انبوهى غنم ؟ ( ( 3330 ) ) پيش معنى چيست صورت بس زبون چرخ را معنيش مىدارد نگون ( ( 3331 ) ) تو قياس از چرخ دولابى بگير گردشش از كيست از عقل منير ( ( 3332 ) ) گردش اين قالب همچون سپر هست از روح مستر اى پسر ( ( 3333 ) ) گردش اين باد از معنىّ اوست همچو چرخى كاو اسير آب جوست ( ( 3334 ) ) جزر و مد دخل و خرج اين نفس از كه باشد جز ز جان پر هوس ( ( 3335 ) ) گاه جيمش مىكند گه حا و دال ( 1 ) گاه صلحش مىكند گاهى جدال گه يمينش مىبرد گاهى يسار گه گلستان مىكند گاهيش خار
هامش
( 1 ) بعضى از مفسرين مثنوى مىنويسند مقصود از جيم و حاء و دال صورت مركب آنها است يعنى جحد كه به معنا يا انكار است . انقروى در شرح خود جلد اول ص 285 مىگويد مقصود از جيم عالم شهادت و جبروت است و مقصود از حاء عالم غيب است و حاء موجد در ( حم ) ( حاء ميم ) بعضى از سوره هاى قرآن كه از اسرار الهى است و دال اشاره به عالم ملك يا جبروت است . اين مطلب را از محى الدين نقل كرده ، سپس به تركيب فوق ( جحد ) نيز متذكر مىشود . .