اعتماد كردن هاروت و ماروت بر عصمت خويش در فتنه اى
( ( 3321 ) ) همچو هاروت و چو ماروت شهير
از بطر خوردند زهر آلوده تير
( ( 3322 ) ) اعتمادى بودشان بر قدس خويش
چيست بر شير اعتماد گاوميش ؟
( ( 3323 ) ) گر چه او با شاخ صد چاره كند
شاخ شاخش شير نر پاره كند
( ( 3324 ) ) گر شود پر شاخ همچون خار پشت
شير خواهد گاو را ناچار كشت
( ( 3325 ) ) باد صرصر كاو درختان مىكند
با گياه پست احسان مىكند
( ( 3326 ) ) بر ضعيفىّ گياه آن باد تند
رحم كرد اى دل تو از قوت ملند
( ( 3327 ) ) تيشه را از انبهى شاخ درخت
كى هراس آيد ببرّد لخت لخت
( ( 3328 ) ) ليك بر برگى نكوبد خويش را
جز كه بر ريشه نكوبد نيش را
( ( 3329 ) ) شعله را ز انبوهى هيزم چه غم ؟
كى رمد قصّاب ز انبوهى غنم ؟
( ( 3330 ) ) پيش معنى چيست صورت بس زبون
چرخ را معنيش مىدارد نگون
( ( 3331 ) ) تو قياس از چرخ دولابى بگير
گردشش از كيست از عقل منير
( ( 3332 ) ) گردش اين قالب همچون سپر
هست از روح مستر اى پسر
( ( 3333 ) ) گردش اين باد از معنىّ اوست
همچو چرخى كاو اسير آب جوست
( ( 3334 ) ) جزر و مد دخل و خرج اين نفس
از كه باشد جز ز جان پر هوس
( ( 3335 ) ) گاه جيمش مىكند گه حا و دال ( 1 ) گاه صلحش مىكند گاهى جدال
گه يمينش مىبرد گاهى يسار
گه گلستان مىكند گاهيش خار
هامش
( 1 ) بعضى از مفسرين مثنوى مىنويسند مقصود از جيم و حاء و دال صورت مركب آنها است يعنى جحد كه به معنا يا انكار است . انقروى در شرح خود جلد اول ص 285 مىگويد مقصود از جيم عالم شهادت و جبروت است و مقصود از حاء عالم غيب است و حاء موجد در ( حم ) ( حاء ميم ) بعضى از سوره هاى قرآن كه از اسرار الهى است و دال اشاره به عالم ملك يا جبروت است . اين مطلب را از محى الدين نقل كرده ، سپس به تركيب فوق ( جحد ) نيز متذكر مىشود . .