تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨
( ( 3236 ) ) گر تو ينبوع الهى بوده اى اين چنين آب سيه نگشوده اى

تا دل به منبع اصلى رحمت خداوندى نپيوندد از جريان آبهاى آلوده نمىتواند جلوگيرى كند

تشبيه بسيار لطيفى است كه جلال الدين در بارهء از بين رفتن زيباييهاى روح انسانى بيان مىكند كه شبيه به آبى است كه اگر به منبع اصلى و الهى پيوسته نشود ، هر پديدهء كثيف و تيره كننده‌اى آن را مىآلايد و اگر بمنبع الهى پيوسته شود همهء كثافتها و آلودگيها را از چهرهء خود پاك مىكند ، مخصوصاً اگر در آن منبع غوطه ور شود ديگر هيچ يك از عوامل تيره كننده نمىتواند درخشندگى اين آب را تيره و تار كند . اين مضمون هم در اخلاق عرفانى و هم در روايات ديده مىشود كه ايمان بر دو قسم است 1 - ايمان مستقر 2 - ايمان مستودع . ايمان مستودع آن حالت روانى است كه از روى تقليد يا با مقدمات اجبارى براى انسان تحميل شده است . بدون شك اين گونه ايمان پايدار نخواهد بود ، بلكه چنان كه با يك عده انگيزه هاى عاريتى وارد درون انسانى شده است ، همچنان با مشتى از انگيزه هاى پا در هوا نيز از بين خواهد رفت . اما ايمان مستقر از آن جهت كه از روى برهان و يقين شروع شده و با مشاهدات درونى به حالت ثبات و استقرار رسيده است ، ديگر هيچ توفانى نمىتواند آن را از جاى بر كند . در شئون بشرى هيچ يك از پديده ها مانند ايمان در تاريخ انسانها نقش موثرى نداشته است .