تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
تمام پيش رفت و تحولات و انقلابات علمى و اجتماعى بستگى مستقيم بايمان انسانها داشته است . جامعه‌اى كه ايمان ندارد مانند فردى كه ايمان ندارد شبيه به آن كشتى بىقطب نما است كه در پهنهء اقيانوس بىكرانى راه افتاده و انواع گوناگونى از طوفانها و گردابها هم به آن كشتى رو مىآورند . ايمان حالت منطقى عشق است . ايمان كوه ها را از جاى بر مىكند . ايمان انسانها را تا كرات فضايى مىبرد ، با هر گونه بدىها مبارزه مىكند . ايمان شخصيت انسانى را آشكار مىسازد ، هر چه كه استقرار ايمان بيشتر ، بهره بردارى از آن عالىتر مىباشد .
( ( 3244 ) ) رنگ صحرا دارد آن سدى كه خاست او نمىداند كه آن سد از قضاست

عوامل سر نگون كنندهء انسان گاهى از پديده هاى معمولى تميز داده نمىشود

تشابه و همانندىها كه در ميان پديده ها است ، گاهى باعث آن چنان اشتباه مىشود كه انسان نمىتواند چاه را از راه تشخيص بدهد و به قول جلال الدين چنان از حقيقت دور مىشود كه سد راه خود را به رنگ معمولى صحرا ديده بىپروا مىرود تا سرش به آن سنگ بخورد و بايستد . آلودگىها و كبر و نخوت حقايق را براى ما آن چنان آشفته و پريشان نشان مىدهد كه گويى فاصلهء ما با آنها آن اندازه زياد است كه نمىتوانيم رنگها و كيفيتهاى واقعى آنها را تشخيص بدهيم .