تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
توجه به نقص و احتياج موجودات جهان هستى است كه ما را به بىنيازى و غناى مطلق موجود برترين هدايت مىكند . آرى چنان كه در مباحث پيشين گفته‌ايم :
پس نهانىها به ضد پيدا شود .

بياييد از اين اصل حد اكثر بهره را بگيريم . اين بهره بردارى تنها با يك آگاهى شروع مىشود ، اين آگاهى به نقص است كه انسان بدون آن كوچكترين گامى را در راه تكامل نمىتواند بر دارد . چرا انسانها نمىتوانند تا پيشگاه خدا روانه شوند ، با اين كه نيروى اين حركت را خدا در روح آنها قرار داده است ؟ به همين علت است كه گفتيم ، يعنى آنها به نقص خويشتن متوجه نيستند ، چنان كه شخص بيمارى خود را در نيابد هرگز به طبيب مراجعه نمىكند . اى افراد انسانى مرضى در دنيا بدتر از مرض احساس كمال در خويشتن وجود ندارد . براى اين كه اين بيمارى مهلك از وجود تو دست بر دارد ، مبارزهء زيادى را در پيش دارى ، آن چنان مبارزه‌اى كه خون نفس امارهء تو به كلى ريخته شود . مگر علت سقوط شيطان از آن مقام روحانى كه داشته اين جملهء « أَنَا خَيْرٌ مِنْه » 7 : 12 ( 1 ) نبود ( من از آدم بهترم ) ؟ اين بيمارى در درون تمام مخلوقات جاى گير است . گروه زيادى از انسانها هستند كه خود را پاك مىدانند ، اما اگر درست دقت كنيم خواهيم ديد كه اين بيمارى « من پرستى » در جويبار زندگانى او كه صاف مىنمايد رسوب كرده است و هنگامى كه اين جويبار بوسيلهء عوامل و انگيزه هاى گوناگون زندگانى به هم زده شود ، خواهيم ديد كه آن سرگين رسوب كرده و بر روى سطح اين جويبار صاف در آمده و همهء آن آب صاف را تيره و تار مىسازد . رهبران الهى كسانى هستند كه اين جويبار درونى انسان را پاك مىكنند و از رسوب كثافات در آن جلوگيرى مىكنند . تو گمان مىكنى كه مىتوانى اين كثافات را به خودى خود پاك كنى ؟ اشتباه

هامش
( 1 ) سوره اعراف ، آيه 12 كه سوره ص ، آيه 76 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 512 | محمد تقي جعفري